تبلیغات
نامه هایی به تنها رفیقم . . . - مطالب دی 1394
 

حرکت پر سرعت تقویم

نوشته شده توسط :امین
سه شنبه 29 دی 1394-08:43 ب.ظ

از کجا شروع کنم ؟ اوووم.
یک سال دیگه به عمرم اضافه شد رفیق. به همین سرعت یک سال گذشت. یک سال پر از اتفاقات زیاد.
امسال شاید پر اتفاق ترین سال زندگیم بود. قضایایی برام پیش اومد که شاید به اندازه چندین و چند سال بهم تجربه اضافه کرد. سال عجیبی بود. همیشه با خودم میگفتم بعیده سالی بیاد و آخرش برگردم بهش نگاه کنم و یه لبخند رضایت آمیز بزنم.
امسال دیوانه وار شروع شد. دو ماه ابتدایی که به افسردگی و غم گذشت، اما از اواخر زمستون ورق برگشت. ادم هایی داشتن تو زندگیم پر رنگ می شدن که فکرشم نمیکردم الان به جرئت بگم جزو عزیزترین هامن. ادم هایی که جلوه قشنگ تری از زندگی رو نشونم دادن.
امسال خیلی عجیب بود. دقیقا چیزهایی که اصلا حتی تصورش هم نمی کردم برام اتفاق افتاد. یادته پارسال برات نوشتم حس میکنم خدا برام برنامه داره؟ اون موقع دعا میکردم برنامه های خوبی باشه. بود رفیق. خیلی خوب. فوق العاده.
خدا توی لحظه لحظه زندگیم بهم لطف داشته، حتی وقتایی که ازش برگشتم. همیشه اطرافم بوده و همیشه لطفش شامل حالم، اما شاید اون قدر ها به نظرم نمی اومد. ولی امسال یه کاری کرد  باهام که دیگه دهنم کامل بسته شد. که دیگه نمیشه حتی به انکارش فکر کرد! امیدوارم نا امیدش نکنم.
3 تا ادمی که اومدن و یه جون دیگه به زندگی بی رمق و تکراری و از نفس افتاده من دادن. بی نهایت خدا رو به خاطرشون شکر میکنم و امیدوارم همیشه دلشون آروم باشه.
نمیدونم چی بگم. واژه ها قاتل احساساتند و نمی تونم احساساتم رو هیچ رقمه بیان کنم رفیق.
یک سال دیگه به عددهای عمرم اضافه و از فرصت زندگیم کم شد. امیدوارم سال جدید هم به کیفیت امسال و بهتر از امسال باشه.
ترانه خواجه امیری رفته تو مخم: همه دنیا بخواد و تو بگی نه، نخواد و تو بگی آره تمومه/ همین که اول و آخر تو باشی، به محتاج تو محتاجی حرومه
همین...


جلوه رحمت خدا

نوشته شده توسط :امین
شنبه 5 دی 1394-02:18 ق.ظ

رفیق دور و برت رو نگاه کن، همه جاش نشانه های رحمت خدا رو میبینی. از بارون و برف و گل و بلبل بگیر تا همین سلامتی و عقل و هوشی که بهمون داده. اما اگه به من بگن بزرگترین رحمت خدا چیه؟ هیچکدوم از اینا رو انتخاب نمی کردم.
به نظر من بزرگترین لطف خدا در حق بشریت چیزیه که اگه نبود به جرأت میگم دنیا یک لحظه قابل زندگی نبود. بشر نمیتونست سختی های زندگی رو تاب بیاره. بزرگترین لطف خدا اون چیزیه که دقیقا روح خدا توش موج میزنه. اگه مادرا نبودن جهان هر لحظه از هم می پاشید.
مادرا اون نهایت نهایت نهایت تجلی خدا روی زمینن. اگه توی هیچ چیزی خدا رو نبینی، توی مادرا نمیتونی خدا رو نبینی. مادرا این فرشته هایی که شاید خودشون هم ندونن چقدر فرشته ان و چقدر برای بچه هاشون ارزشمندن و ندونن چقدر عزیزن. ندونن که الکی نیست بهشت زیر پاشونه و شاید حتی ندونن جهان روی سر انگشتشون میچرخه.
اون بزرگوار یه چیزی میدونست که میگفت دختر رحمته. دختری که قراره در آینده تبدیل بشه به مادری که همه چیز بچه هاشه. از الگوی زندگی بگیر تا یار و غم خوارش.
توی اطرافیانم دارم دوستانی که مادرشون رو از دست دادن و واقعا امیدوارم اون روزی نیاد که زبونم لال زبونم لال زبونم لال مرگ مادرم رو ببینم. امیدوارم من زودتر از اون بمیرم و اون روز رو نبینم. گرچه این اتفاق ممکنه بیفته هر آن ولی تنها چیزی که شاید ترجیه میدم بهش فکر نکنم همین یک موضوعه. من و مادرم شاید در خیلی موارد تفاوت سلیقه و عقیده داشته باشیم، شاید دنیامون از هم دور باشه ولی همینکه نگاش میکنم که اروم خوابیده ارامش میگیرم، ته دلم یه نور امیدی جرقه میزنه. همین که تا اینجا رسیدم، بعد خدا مدیون مادرم هستم.
من ادم احساساتی هستم رفیق و خیلی چیز عجیبی نیست موقع نوشتن این نامه دارم اشک میریزم. ازت میخوام تا زمانی که مادرت هست، تا زمانی که میتونی ببینیش و بغلش کنی، حتما بغلش کن، بوسش کن و قدرش رو بدون. هر لحظه رو باید غنیمت دونست. مگه چقدر عمر میکنیم؟

اگه دست من بود به آسمون میگفتم که ستاره هاشو دور سرت بریزه / دنیامو میدادم پای چشات بفهمی، یه نگاه سادت چقدر برام عزیزه

همین.





درباره وبلاگ:



نامه های گذشته:


طبقه بندی:


آخرین نامه ها:


دوستان وبلاگ نویس:


وبسایت های دوست:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


Amin's bookshelf: read

The Amulet of Samarkand
3 of 5 stars
اول که شروع به خواندن این کتاب کردم،در همان صفحات آغازین،حس کردم که کتاب چندان خوبی نیست.کتابی دیگر راجع به دنیای جادوگران که باز با همه جادوگرانی که میشناختیم تفاوت دارند و قوانین خاص و غیره و غیره. خب اگر کتاب های اینچنینی زیاد خوانده ...
Appointment with Death
3 of 5 stars
آغازش متفاوت بود با سایر کتابهای کریستی. بد نبود.
Murder on the Orient Express
4 of 5 stars
ایده قتل در قطاری که توی برف گیر کرده و با هیچ جا ارتباط نداره واقعا نو بود. شخصیت ها و جزئیات بسیاری داشت داستان(که من داستان با شخصیت زیاد رو انقدرها دوست ندارم) و برای اولین بار از پایان بندی کریستی لذت نبردم. قضیه اون چاقوی خونی توی ...

goodreads.com


2014 Reading Challenge

2014 Reading Challenge
Amin has read 5 books toward his goal of 40 books.
hide







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox