تبلیغات
نامه هایی به تنها رفیقم . . . - مطالب مهر 1393
 

افتخار میکنم

نوشته شده توسط :امین
یکشنبه 13 مهر 1393-12:24 ق.ظ

رفیق ، این دو هفته شاید کم و بیش در جریان برگزاری هفدهمین دوره مسابقات آسیایی که در اینچئون کره جنوبی برگزار میشد باشی . نمیخوام اینجا عملکرد کاروان ایران و میزبانی و فلان و بهمان رو تحلیل کنم که نه یک تحلیلگر هستم و نه کارشناس ورزشی . فقط چند کلمه حرف داشتم که تو دلم مونده بود .

هر چهار سال ( یا شاید به عبارتی هر دوسال ) که مسابقات المپیک یا مسابقات آسیایی آغاز میشه ، حدود دو هفته تب ورزش بالا میگیره . برای مدتی خبرهای شبکه های تلویزیونی و روزنامه های ورزشی پر از ورزش هایی غیر از فوتبال میشه . هر چهار سال پای تلویزیون میشینیم تا پیروزی کشتی گیرمون رو ببینیم ، نبرد تکواندو کارمون رو نگاه کنیم و تعجب کنیم از اینکه ایران در رشته ای مثل تیراندازی یا قایقرانی هم میتونه مدال بگیره .

واقعا وقتی پرچم کشورم به اهتزاز در میاد ، وقتی ورزشکار کشورم سرود ملیش رو میخوانه و با مدالش عکس میندازه  به خودم افتخار میکنم . یه ججور حس غرور . انگار که در گرفتن مدالش من با تمام بی سهمی ام ، سهیمم . لحظه ای همه مسائل فکریم رو رها میکنم - میتونن بمونن برای بعد - و با تمام وجود احساس شادمانی میکنم .

هر چهار سال عرصه ای بوجود میاد که ورزش های غیر فوتبال بتونن عرض اندام کنن . بتونن بگن ما هم هستیم ! بگن ببینین اگه رو ما یک صدم فوتبال سرمایه گزاری کنید  چقدر میتونیم موفق باشیم .

اولین مدال و آخرین مدال کاروان ایران در اینچئون رو بانوان ایرانی گرفتند . از این حیث میشه گفت هفدهمین دوره مسابقات بازی های آسیایی نقطه عطفی در ورزش بانوان کشور بود . جایی که نشون دادند برای طلا و نقره گرفتن فقط به کمی حمایت نیاز دارند . در واقع از این تریبون بهترین استفاده رو کردند . من واقعا وقتی بانوان مدال میگرفتن - دروغ چرا - بیشتر از مدال آوری اقایان خوش حال میشدم . شاید چون احساس میکنم به دلایل مختلف و به شیوه های مختلف به ورزش بانوان در کشور ما ظلم شده و جدی گرفته نشده . حالا با این عملکرد درخشانشون میتونن راه رو برای بقیه ورزشکاران خانم باز کنند . واقعا دست مریزاد .

همه ورزشکاران ما حقیقتا غیرت کردند . اگر بودجه و اهمیتی که به ورزشکاران کشور ما داده میشه و نتیجه ای که حاصل شده رو با بقیه کشور ها مقایسه کنیم ، قشنگ میبینیم که از همه توانشون مایه گذاشتند حتی اون هایی که موفق به کسب مدالی نشدند .

صحنه های دلپذیر زیادی رو در این چهارده روز از تلویزیون دیدم . لحظه گرفتن مدال طلای بانوی تیرانداز ایران ، مدال تیم قایقرانی مردان و زنان ، مدال طلای کامپوند ، مدال طلای همشهریم در دوچرخه سواری ( که بسیار میلی متری به دست اومد ) و ... تا برسیم به مدال طلای والیبال ، مدال نقره بسکتبال ( که بسیار حرصم داد :| ) ، مدال طلای بانوی کاراته کار ایرانی و عملکرد بسیار درخشان تکواندو کاران مرد و زن کشورمون ، مدال های کشتی ، بوکس  ، کبدی و حتی مدال برنز قایقرانی اسلالوم ( که به نظرم بسیار بسیار بسیار با ارزش بود ) ، همه و همه در ذهنم لحظات غرور آفرینی رو رغم زدند .

باید امیدوار باشیم که مسئولین محترم پس از کسب این نتیجه به خواب خرگوشی نرن (که البته امید آنچنانی بهشون  ندارم :| ) و در عین حال اینکه سرمایه زیادی روی فوتبال میذارن به سایر ورزش ها هم نیم نگاهی داشته باشند .

پ.ن : میدونم این نامه خیلی آشفته و سر هم بندی شده به نظر میاد ولی بر من ببخش دیگه .



مرا به نام کوچکم صدا بزن

نوشته شده توسط :امین
سه شنبه 8 مهر 1393-10:17 ب.ظ

رفیق تا حالا به معنی اسم کوچیکت فکر کردی ؟ همون اسمی که همیشه اول فامیلت توی برگه های امتحانی مینوشتی . هر اسمی بالاخره یک معنی ای میده . تا حالا شده فکر کنی چقدر به معنی اون اسمت نزدیک شدی ؟ اسمت رو دوست داری ؟ اگه موقع تولدت انتخاب اسمت دست خودت بود چه اسمی رو انتخاب میکردی؟ همین اسم ؟ یا ترجیح میدادی چیز دیگه ای باشه ؟

اسم آدم ها خیلی مهمه . اولین قسمت از هویت هر آدمی ، به عقیده من ، اسم اونهاست . اسم آدم حتی بهش شخصیت میده . یعنی اولین آجر از بنای شخصیت آدم رو میسازه و به عقیده من اگه کج باشه تا ثریا ممکنه دیوار شخصیت آدم کج بره بالا . واقعا به این موضوع معتقدم که بعضی جاها اسم آدم ها رو شخصیت و اعمال و رفتار اون ها اثر میذاره ؛ هر چند شاید به نظرت خنده دار بیاد .

با هر کس آشنا میشی در ابتدا به فامیل صداش میزنی . دوست های خیلی دور ، همکار ، خیلی از آشناهای توی کوچه و خیابون و محل . اما وقتی کسی رو به اسم کوچیک صدا میزنی قضیه کاملا متفاوت میشه . در واقع اگر نام خانوادگی کلید پوسته زندگی آدم باشه ، اسم ، کلید جان مایه ی زندگی آدمه . وقتی یکی رو به اسم کوچیک صدا میزنی یعنی با آدم های کوچه و خیابون براش تفاوت قائل شدی . یعنی حداقل یه لول بهش بیشتر اهمیت میدی . اسم خیلی مهمه .

"امین" . من اسم خودم رو خیلی دوست دارم . همیشه سعی کردم رفتارم به معنی اسمم نزدیک باشه . اگه قراره فقط یه صفت خوب داشته باشم همین باشه . اونقدر این اسم رو دوست دارم که حتی اگه به زمان تولدم برگردم و حق انتخاب اسم با خودم باشه ، باز هم همین اسم رو انتخاب میکنم . خیلی وقت ها اسمم بهم انرژی میده . در همین حد تاثیر گذار !

مرحوم عمران صلاحی ، که امیدوارم روحش شاد باشه ، شعر بسیار زیبایی داره :

درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفته مرا به نام عشق
عشق را به نام درد
مرا به نام کوچکم صدا بزن


رفیق ! مرا به نام کوچکم صدا بزن . خب ؟






درباره وبلاگ:



نامه های گذشته:


طبقه بندی:


آخرین نامه ها:


دوستان وبلاگ نویس:


وبسایت های دوست:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


Amin's bookshelf: read

The Amulet of Samarkand
3 of 5 stars
اول که شروع به خواندن این کتاب کردم،در همان صفحات آغازین،حس کردم که کتاب چندان خوبی نیست.کتابی دیگر راجع به دنیای جادوگران که باز با همه جادوگرانی که میشناختیم تفاوت دارند و قوانین خاص و غیره و غیره. خب اگر کتاب های اینچنینی زیاد خوانده ...
Appointment with Death
3 of 5 stars
آغازش متفاوت بود با سایر کتابهای کریستی. بد نبود.
Murder on the Orient Express
4 of 5 stars
ایده قتل در قطاری که توی برف گیر کرده و با هیچ جا ارتباط نداره واقعا نو بود. شخصیت ها و جزئیات بسیاری داشت داستان(که من داستان با شخصیت زیاد رو انقدرها دوست ندارم) و برای اولین بار از پایان بندی کریستی لذت نبردم. قضیه اون چاقوی خونی توی ...

goodreads.com


2014 Reading Challenge

2014 Reading Challenge
Amin has read 5 books toward his goal of 40 books.
hide







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox