تبلیغات
نامه هایی به تنها رفیقم . . . - مطالب بهمن 1393
 

با انرژی ، به سوی آینده

نوشته شده توسط :امین
پنجشنبه 23 بهمن 1393-07:19 ب.ظ

با وجود تمام بدی ها و تهدید های اینترنت ، این فضای مجازی منو با ادم هایی اشنا کرد که مثل خودمن ، دغدغه های جالبی دارن ، واسه آرزوهاشون میجنگن و بهم انرژی میدن .
امروز سه تا از همین خوب ها رو دیدم . و خوشحالم از اینکه این شانس رو داشتم که باهاشون آشنا بشم . تلاش هاشون برای رسیدن به ارزوهاشون به من خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنن انرژی میده . امیدوارم موفق باشن . همیشه .
و حالا باید واسه روزهای آینده آماده شد . پرانرژی و با قدرت :}
#طرقه
#قلب شیشه ای
#نیلو بیگی


خوش قدم

نوشته شده توسط :امین
شنبه 18 بهمن 1393-11:51 ب.ظ

میگفت : " خوش قدمی "
فکر کنم میدونست به این چیزا اعتقاد ندارم . با این حال . میدونست کلا به شانس اعتقاد ندارم . شانس یعنی معلول بدون علت که ایتز ایمپاسیبل .
گفتم : " از کجا همجین حرفی میزنی ؟ "
میدونستم الان میخواد پای چی رو بکشه وسط . میدونستم و دلم همینطوری خواست که بپرسم .
گفت : " خیلی ها رو دیدم خودم که وارد زندگیشون شدی به عنوان یه مهره فرعی ، و بعد اتفاقای خوب افتاده براشون "
میدونست که همچین استدلالی برای موفقیت بقیه خیلی مضحکه . مطمئنم میدونست . شاید میخواست به من روحیه بده . اینو نمیدونم .
گفتم : ... . چیزی نگفتم . یه لبخند زدم . خودم دوست دارم بهش بگم زهرخند . نمیدونم چرا از این کلمه خوشم میاد . از همین واژه زهرخند . به نظرم خیلی پره .
---------
به این چیزا اعتقادی نداشتم و ندارم . ولی اگه یک میلیاردیم هم درست باشه این موضوع از اینکه باعث بهتر شدن حال اطرافیانم بشم هم خوشحال میشم .
--------

take it easy


اقیانوس انتهای جاده

نوشته شده توسط :امین
سه شنبه 14 بهمن 1393-10:11 ب.ظ


فقط دلتنگم . نمیدونم وقتی گیمن داشته این کتاب رو مینوشته هم آخرش انقدر دلتنگ شده ؟ من که فکر میکنم شده . حس ادم ها از طریق کلمات به همدیگه منتقل میشه . هرچند که واژه ها قاتل احساسات باشند .
نمیدونم . شاید دنیا محل قابل تحمل تری میشد اگه ما هم یه اقیانوس برکه ای داشتیم که هر از چندگاهی میرفتیم کنارش روی نیمکت رنگ و رو رفته ای مینشستیم و به گذشته ها فکر میکردیم و هر دفعه یه خاطره رو به شکل های متفاوت به خاطر میاوردیم .
گیمن استاده . هرچند پیر شده باشه .


ستمگران ستم ستیز

نوشته شده توسط :امین
چهارشنبه 8 بهمن 1393-01:05 ب.ظ

تا کنون میپنداشتم
آدمیان
یا ستمگرند
یا ستم دیده ...
اما اینک دانستم
که گونه ای ترسناک تر و نهان
در همه جا نفوذ دارد !
"ستمگران ستم ستیز"!
آن ها بیشتر آدمیان اند
و بی شک
پنهان شده در زیر نقاب های میانه روی
شاید من !
شاید تو ... !

از کتاب : اشوزدنگهه : حماسه نجات بخش / آرمان آرین / نشر موج / صفحه 30


قضاوت

نوشته شده توسط :امین
چهارشنبه 8 بهمن 1393-02:10 ق.ظ

نمیدونم دقیقا چند سال پیش و کدوم ترم کلاس زبان ، استادمون یه ادم پیری شد که نگاهش میکردی قشنگ اسکلت رو میتونستی توی صورتش ببینی .  از نظر نمره دادن اصلا خوش نام نبود و بین بچه ها به بدترین استاد مشهور بود . خیلی ها وقتی جلسه اول میدیدن که با اون درس دارن ، میرفتن روز و ساعت کلاس رو عوض میکردن که باهاش کلاس نداشته باشن .
وقتی که جلسه اول رفتم سر کلاس و دیدم استادم کیه ، به زمین و زمان لعنت میفرستادم . میخواستم منم کلاسم رو عوض کنم ولی بنا به محدودیت های زمانی نتونستم . خلاصه با کلی لعن و نفرین نشستم سر کلاسش .
خلاصه کنم رفیق که اون استاد پیر ، شد یکی از دو تا محبوب ترین استادای زبانم . به قدری این مرد با حوصله ، فهیم ، مهربون و دقیق بود که نمیشد دوستش نداشت . اگه یه روز ببینمش تو خیابون حتما میرم جلو و ازش تشکر میکنم .
همین ماجرا بهم فهموند قضاوت عجولانه نکنم . روی حرف مردم ، ادما رو دسته بندی نکنم و براشون حکم صادر نکنم رفیق .

پ.ن : نمیدونم چی شده که الان چطور افتاده تو ذهنم خاطره این استاد پیر . فقط امیدوارم سالم باشه و خدا کمک حالش .


4

نوشته شده توسط :امین
چهارشنبه 8 بهمن 1393-02:06 ق.ظ

بعضی چیز ها اونقدر از ادم دوره که حتی تصورش هم سخت و محاله.  اره رفیق . گاهی فرض محال ، محاله .


3

نوشته شده توسط :امین
جمعه 3 بهمن 1393-01:37 ب.ظ

ده سال از عمرم کم شد . مستحق حذف نبود این تیم جنگنده ...

آینده

نوشته شده توسط :امین
پنجشنبه 2 بهمن 1393-01:23 ق.ظ

هیچ تصوری از آینده ندارم و این منو میترسونه
متاسفانه رفیق اونقدر خوش بین هم نیستم که بهش امیدوار باشم .
آینده برام مبهم تر از هندونه در بسته است .
وقتی زندگی اونقدر رو هواست که الان هستی و لحظه بعد نیستی ، چطور میتونم تصوری داشته باشم ازش ؟

پ.ن : قلبم داره میاد تو دهنم . دلم شور میزنه و آشوبه و دلیلش رو نمیدونم . شاید همزادی که نمیشناسمش داره اتفاقای بدی براش میفته . ولی میگذره . میگذره . میگذره ...





درباره وبلاگ:



نامه های گذشته:


طبقه بندی:


آخرین نامه ها:


دوستان وبلاگ نویس:


وبسایت های دوست:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


Amin's bookshelf: read

The Amulet of Samarkand
3 of 5 stars
اول که شروع به خواندن این کتاب کردم،در همان صفحات آغازین،حس کردم که کتاب چندان خوبی نیست.کتابی دیگر راجع به دنیای جادوگران که باز با همه جادوگرانی که میشناختیم تفاوت دارند و قوانین خاص و غیره و غیره. خب اگر کتاب های اینچنینی زیاد خوانده ...
Appointment with Death
3 of 5 stars
آغازش متفاوت بود با سایر کتابهای کریستی. بد نبود.
Murder on the Orient Express
4 of 5 stars
ایده قتل در قطاری که توی برف گیر کرده و با هیچ جا ارتباط نداره واقعا نو بود. شخصیت ها و جزئیات بسیاری داشت داستان(که من داستان با شخصیت زیاد رو انقدرها دوست ندارم) و برای اولین بار از پایان بندی کریستی لذت نبردم. قضیه اون چاقوی خونی توی ...

goodreads.com


2014 Reading Challenge

2014 Reading Challenge
Amin has read 5 books toward his goal of 40 books.
hide







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox