تبلیغات
نامه هایی به تنها رفیقم . . . - مطالب دی 1393
 

رشد نه ، تغییر میکنیم

نوشته شده توسط :امین
دوشنبه 29 دی 1393-03:06 ب.ظ

هر سال که از عمر ما میگذره ، از نظر سنی بزرگتر میشیم . احتمالا تا یه سنی از نظر قوای جسمی قوی تر میشیم  و از نظر تجربه هم با تجربه تر . از این نظر ما " رشد " میکنیم . یعنی بهتر و بهتر میشیم .

اما آیا از نظر فکری هم همینطوره رفیق ؟ ما توی هر دوره یک تفکری داریم . طرفدار یه اندیشه و طرز اندیشیدن . خود من وقتی به چند سال گذشته ، یا چرا انقدر عقب برم ، چند روز گذشته نگاه میکنم میبنیم چقدر دیدم به ماجرا ها و وقایع عوض شده . چقدر نظراتم متفاوت شده . چقدر متفاوت فکر میکنم . به نظرم میرسه اون طرز تفکر چند وقت پیشم چقدر سطحی انگارانه بوده . خلاصه که همش داره تفکراتم عوض میشه .

شاید به نظر بیاد این اقتضای سن باشه ولی به نظرم بسته به روحیه آدم و میزان انعطاف پذیریش میتونه حتی توی سن های بالاتر هم باشه . اعتراف به اینکه تا قبل از این اشتباه فکر میکردم و درست نبوده ، اون هم نه یک بار بلکه چندین و چند بار ، کار آسونی نیست . به خصوص برای آدمی که تقریبا اخلاقیات و روحیاتش تثبیت شده . برای همین شاید فکر کنیم این اقتضای سنین جوانیه .

خب آیا میشه نتیجه گرفت ما با هر سال که به عمرمون اضافه میشه از نظر فکری هم رشد میکنیم ؟ من که میگم نه . اگه رشد رو به معنی پیشرفت و بهتر شدن بگیریم . به نظرم هیچ کس نمیتونه تضمین بده کدوم  تفکر بهتره که قدم برداشتن به اون سمت رو رشد بدونیم . ممکنه من  تفکر خاصی داشته باشم بعد از مدتی عوضش کنم و هیچ تضمینی نیست که بعدا دوباره به همون  تفکر اولیه بر نگردم . تفکر برتر مطلق وجود نداره . حتی چند روز دیگه ممکنه به همین حرف های خودم نقد داشته باشم !

به نظرم ما رشد نمیکنیم . فقط داریم تغییر میکنیم .

خب رفیق ، از همه این ها که بگذریم باید بگم که یک سال دیگه به شماره های سنم اضافه شد . اره همین امروز . بیست و نهم دی ماه سال هزار و سیصد و نود و سه شمسی .

پ.ن یک : امروز مصادف با تموم شدن امتحانات یه ترم نفسگیر هم بود . امیدوارم نمره هاش حداقل خستگی رو به تنم نزاره .

پ.ن دو : برد شیرین ایران مقابل امارات با گل گوچی در مسابقات جام ملت های آسیا 2015 هم برام واقعا دلنشین بود .

پ.ن سه : البوم پاییز ، تنهایی خواجه امیری هم امروز منتشر شد ! باید گوش بدم ببینم چه کرده .

پ.ن چهار : برد دیشب آرسنالی های مقابل سیتی توی ورزشگاه امارات رو میذارم به حساب هدیه تولدم :) بله . من یک توپچی ام . ( I am a gunner! )

پ.ن پنج : نظراتم خیلی وقته دیگه اهمیت نداره . ولی حتی همین هم دیگه اهمیت نداره :)

پ.ن شش : حقیقتا روز تولدم برام اونقدر ها مهم نیست . یعنی چیز خاصی نیست . فقط اینکه یکی یادش باشه برام یه دنیا ارزش داره . که خب از انگشت های یک دست بیشتر نشدن تا حالا این افراد :) کلا این قرتی بازیا به ما نیومده :دی
پ.ن هفت : محمد علی بهمنی میگه :

پرنده نیستم اما پر خیالم هست
توان بال گشودن به هر محالم هست

مبین که مثل زمین پای در لجن شده ام
که دسترس به گواراترین زلالم هست

همین نفس که به عمق سکوت محبوسم
صدای مشتری آنسوی جبالم هست

شناسنامه من یک دروغ تکراریست
هنوز تا متولد شدن مجالم هست

بخواه تا خود از این خاک بسته برخیزم
به رستخیز تو همواره شور و حالم هست

مجاب فلسفه ای قبض و بسط روحم نیست
اگرچه با خود و دنیای خود جدالم هست

جهان جنون مرا پاسخی نداده هنوز
به ناگزیر ز دنیا همان سوالم هست

به غیر خویشتن از هیچ کس ملالم نیست
خود این دلیل مرا بس اگر ملالم هست

همین.


چه کسی اختلاس مرا جا به جا کرد ؟

نوشته شده توسط :امین
سه شنبه 23 دی 1393-08:27 ب.ظ

این روز ها همه جا درباره اختلاس 94 هزار میلیاردی ( ! ) شنیده میشه . اینکه شرکت معروف و مشهور اندکی قبل ، تبدیل به شرکت مغضوب کنونی شده و اینکه دادستانی کل کشور برای احقاق حق مردم وارد این موضوع شده است و باقی قضایا .

برای من جالبه که چطور بعد از چند سال فعالیت ، و وقتی یکی از بزرگترین پروژه های عمرانی کشور به مرحله بهره برداری نزدیک شده ، مسئولین یادشون افتاده در مورد زمین هایی که این پروژه در اون بنا شده تشکیک کنند . اینکه قبل از این کسی به این فکر نیافتاده بود که این موضوع رو بررسی کنه جای تامل داره و اگر با علم بر این موضوع اجازه جلو رفتن پروژه داده شده بوده ، بی شک این ظلم و بی قانونی بزرگ تری است .

در مورد اعداد و رقم هایی که اعلام میشه یه نکته رو باید بگم رفیق . ما دنبال اعداد دهان پر کن هستیم . اعدادی که اونقدر بزرگ باشه که در ذهن نگنجه . حتی اگه اون عدد میزان پولی باشه که از ما دزدیده شده ! دنبال اون رسانه ای میریم که رقم فساد رو بزرگ و بزرگ تر اعلام کنه . اما جا داره همینجا یه بررسی مختصر درباره این عدد94 هزار میلیارد کذایی و اون سه هزار میلیارد معروف بکنم :

اون سه هزار میلیارد تومان ( که سر انجام حدود 1900 میلیاردش به بهره برداری اختلاس کنندگان نامحترم رسید ! ) به طور خالص از جیب من و شما برداشته شده و به جیب شخص ثالثی رفت . شخص ثالثی که اون پول رو نه تنها در کشور خودش هزینه نکرد ، بلکه همه رو برداشت و از کشور فرار کرد .

اما این 94 هزار میلیارد . اولا این هزینه تمام و کمال در خود این کشور هزینه شده . 30 هزار شغل در منطقه شاندیز ایجاد کرده ( قبول کن تعداد زیادیه ! ) ، آبادانی بسیاری ایجاد کرده و وقتی به بهره برداری برسه گردشگر زیادی هم به کشور جذب میکنه . یعنی نه تنها ارز از کشور خارج نشده بلکه به کشور سرمایه هم وارد میکنه . این پول تمام و کمال مال یک نفر نیست و مال یک مجموعه است که الان بیش از 120 هزار سهامدار مردمی داره .پول نقد نیست و توی زمین خوابیده . حتی سر محاسبه و اعلام این عدد هم مناقشه شده . حتی اگه فرض کنیم زمین های مجموعه پدیده اجازه ساخت نداشته ، نمیتونیم باقی فعالیت ها و هزینه هایی که روی پروژه شده رو هم به حساب اختلاس بذاریم . درست که از پایه اشتباه بوده ولی بالاخره باقی هزینه ها و زحمت هایی که کشیده شده اون زمین ها رو تبدیل به یک پروژه 94 هزار میلیارد تومانی کرده ! وگرنه چه بسا اون زمین ها به خودی خود ارزششون به هزار میلیارد هم نمی رسید .

یک سریالی که چند وقت پیش از صدا و سیما پخش میشد و من اتفاقی چند قسمتش رو دیدم ، یه تیکه جالبی داشت . داستان از این قرار بود که یه آقا زاده ای یه پروژه بزرگ رو توی یه زمین شروع کرده بود و واحد ها رو پیش فروش کرده بود . بعد ، از سازمان بازرسی اومده بودند و بررسی کردند و دیدند که زمین ها به طور غیر قانونی تغییر کاربری داده شده . هر چند آقازاده مذکور از این موضوع خبری نداشت و فروشنده زمین ها این تخلف رو انجام داده بود ، به خاک سیاه نشونده شد . وقتی به دوستش میگفت : "این همه پروژه توی این کشور این مشکل رو دارن ،  چرا جلوی اونا رو نمیگیرن ؟ " رفیقش گفت : " اینا دنبال یه پرونده بزرگ و دهن پر کن هستند که وقتی به بالا دستی هاشون خواستن گزارش بدن بگن ما فلان فساد رو کشف کردیم و اینقدر فعالیت داشتیم و اینا " . توی موضوع پدیده بدجور این موضوع احساس میشه . در حالی دادستانی از ورود به قضیه برای احقاق حقوق مردم حرف میزنه که شاید از پیشرفت پدیده جز یک سری آقا زاده و بانک های بنگاه دار مملکت کسی متضرر نشده ! من این چند روز روزنامه ها و بخش پیامک های مردمی رو میخونم میبینم مردم اسم پروژه های مختلفی رو میارن که پولشون چندین ساله خورده شده و بلوکه شده و کسی هم جوابگو نیست و از دادستان میپرسند که آیا این ها حق مردم نیست ؟ چرا مثلا با گذشت 5 سال از فلان پروژه دادستان برای احقاق حق مردم وارد عمل نمیشه ؟ نمیدونم . شاید ارقام کوچیک و اسم های متفرقه زیاد برای آقایان کار راه انداز و دهن پر کن نیست . شاید دلیلش این باشه کسی واقعا به فکر " مردم " نیست .

به شخصه معتقدم اگر این 94 هزار میلیارد تومان در این پروژه نبود و مثلا در اختیار دولت بود ، در بهبود وضع افراد هیچ تاثیری نداشت . این پول شاید خرج بودجه " همایش و ها و سمینار ها " میشد ، شاید بین یه سری بانک  کله گنده پخش میشد و خلاصه بعید میدونم جز اثر تورمیش ، به مردم خیری میرسید . در حالی که الان 30 هزار نفر سر کار رفته اند و یه منطقه ای رونق اقتصادی گرفته و اگر هم اون روسا سودی برده اند ، یه خیری هم به مردم رسانده اند . بین بد و بدتر آدم عاقل بد رو انتخاب میکنه !

ترجیح میدم به جای اینکه بشینم حساب کنم و ببینم با این پول میشه مسیر هوایی بین ایران و آمریکا رو پراید یا دو طرف جاده مشهد تهران رو مازراتی چید ( ! ) ببینم چقدر تو وضع زندگی مردم  تاثیر خوبی گذاشته .

خلاصه کلام رفیق ،ای کاش  قبل از هر مرده باد و زنده باد ، قبل از هر تایید یا تکفیر ، قبل از هر محکوم کردن یا تبرئه کردن و قبل از هر نچ نج کردن و سری به تاسف تکان دادن ، کمی ، فقط کمی فکر میکردیم .

همین ...


2

نوشته شده توسط :امین
جمعه 19 دی 1393-12:50 ق.ظ

باید بازم صدا کنیم کسی رو  که دستش بازه میتونه ببخشه
خدا خاصیت دستاش اینه
  که بی اندازه میتونه ببخشه


1

نوشته شده توسط :امین
جمعه 12 دی 1393-07:44 ب.ظ

این بچه بازی ها چیه من در میارم‌؟

پاورقی

نوشته شده توسط :امین
پنجشنبه 4 دی 1393-09:54 ب.ظ

توی نوت گوشیم یه عالمه چیزی نوشته بودم . از یه سری عدد و رقم مهم تا یه سری اعتراف نامه هایی که وقتی توی اتوبوس بیکار بودم نوشته بودم . اون روز خیلی عجیب دیدم همش پاک شده . حقیقتا غصه خوردم . نه به خاطر اون عدد و رقم ها بلکه به خاطر اون اعتراف ها . خیلی نوشتنشون برام سخت بود . یه چیزایی بود در پشت ذهنم که همیشه پس میزدمشون تا نیان جلو چشمم . خب همشون پاک شد . رفت . شاید اینطوری بهتر بوده .
---
با تموم شدن محرم و صفر ، موج انتشار آلبوم های موسیقی شروع میشه . فکر کنم اولین کسی که آلبومش بیاد فریدون آسرایی باشه . بی صبرانه منتظر شنیدن آلبوم های خواحه امیری و رضا صادقی و مهدی یراحی ام . و مخصوصا علیرضا قربانی .
تموم فولدر موزیک گوشیم رو هم پاک کردم . دارم دوباره موزیک سلکت میکنم و میریزم توش . باید از یکنواختی خارج شد .
---
چیه رفیق ؟ همیشه که نمیشه توی نامه هام حرف های قلمبه سلمبه زد !
---
دارم آخرین آرتمیس فاول رو میخونم . بدجور حسرت میخورم چرا توی همون کتاب شش توی اوج تمومش نکرد .
---
ابتهاج شعراش فوق العادست . بسیار منو جدب کرد . با اون سبک خاص خودش . گرجه به نظرم اینکه جذب این کتاب " آینه در آینه " شدم اینه که دکتر شفیعی کدکنی واقعا بهترین سلکشن ممکن رو انتخاب کرده .
---
یه جوری دلم تنگ میشه برات ، محاله بتونی تصور کنی ، گمونم نمیتونی حتی خودت ، جای خالیتو تو دلم پر کنی ...
---
وقتی که این همه آدم حرف میزنن چرا ما حرف بزنیم ؟ شک ندارم بگردیم میتونیم حرف های خودمون رو تو حرفاشون پیدا کنیم

پ.ن : از پراکنده نوشت های یک ذهن بیمار

پ.ن 2 : گاهی یه وقتا یه چیزو ، یه جایی می فهمی که دیگه دیر شده




درباره وبلاگ:



نامه های گذشته:


طبقه بندی:


آخرین نامه ها:


دوستان وبلاگ نویس:


وبسایت های دوست:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


Amin's bookshelf: read

The Amulet of Samarkand
3 of 5 stars
اول که شروع به خواندن این کتاب کردم،در همان صفحات آغازین،حس کردم که کتاب چندان خوبی نیست.کتابی دیگر راجع به دنیای جادوگران که باز با همه جادوگرانی که میشناختیم تفاوت دارند و قوانین خاص و غیره و غیره. خب اگر کتاب های اینچنینی زیاد خوانده ...
Appointment with Death
3 of 5 stars
آغازش متفاوت بود با سایر کتابهای کریستی. بد نبود.
Murder on the Orient Express
4 of 5 stars
ایده قتل در قطاری که توی برف گیر کرده و با هیچ جا ارتباط نداره واقعا نو بود. شخصیت ها و جزئیات بسیاری داشت داستان(که من داستان با شخصیت زیاد رو انقدرها دوست ندارم) و برای اولین بار از پایان بندی کریستی لذت نبردم. قضیه اون چاقوی خونی توی ...

goodreads.com


2014 Reading Challenge

2014 Reading Challenge
Amin has read 5 books toward his goal of 40 books.
hide







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox