تبلیغات
نامه هایی به تنها رفیقم . . . - مطالب اسفند 1391
 

رضا

نوشته شده توسط :امین
سه شنبه 29 اسفند 1391-11:40 ب.ظ


متن زیر نه یک نامه که یک دلنوشته است.انگار کن برگ کوچکی از دفترچه خاطرات من.
قبل از 13 بهمن 89.
پسری بودم نصفه نیمه درسخون،علاقه مند به کتاب به خصوص ژانر فانتزی،علاقه مند به رایانه و... .نهایت فعالیت اینترنتیش عضو بودن در وبسایت دارن شان فنز(که فعلا به رحمت خدا رفته)،یکی دوتا وبلاگ.
13 بهمن 89 .
قبلا چند بار به اون فروم انیمه ای سر زده بودم.بیشتر مراجعه ام واسه استفاده از تاپیکی بود که آدرس سایت های لیچر رو میذاشت.جالب بود واسم که مثل بقیه فروم ها،دیدن لینک مخصوص اعضا نبود.
بالاخره عضوش شدم.اولین بخشی که جذبم کرد انجمن "کتابخانه"اش بود.دیدم خیلی بی رونقه.
درخواست دادم که مدیرش بشم.
و از اینجا با رضا آشنا شدم.
نوروز 90
اون فروم انیمه ای یک مجله داشت به نام "انیمگ".مدت ها بود یک گوشه خاک میخورد.با هزار زور و ضرب یک ویژه نامه برای عید آماده کردیم.
طرح جلدش رو "رضا" زد.بالاخره صاحب اونجا محسوب میشد.
خرداد 90
رضا غیبش زده بود چند روز.خبر گرفتیم فهمیدیم که رایانه اش را به فنا داده است!تنها جایی هم که آنلاین شده بود "توییتر" بود.علی الحساب به واسطه اون با این شبکه اجتماعی آشنا شدم.
تابستان 90
از یک طرف توی فروم فعالیت میکردیم ،از طرفی پام به توییتر باز شده بود.به واسطه توییتر با رضا و اخلاقاش بیشتر آشنا شدم.و بیشتر شیفته اش هم شدم.
اواخر تابستان 90 رضا یک زمانی غیبش زد وقتی برگشت مسئولیت فروم انیمه ایش رو بر عهده من و یکی دیگه از دوستان گذاشت و چند وقتی غیب شد.تقریبا آخرین فعالیت جدیش توی اون سایت بود.البته هنوز از طریق توییتر دنبالش میکردم و باهاش در ارتباط بودم.و بیشتر دوستش میداشتم.
نیمه دوم 90
یک بار رضا میخواست بیاد اینجا .دوست داشتم ببینمش.خیلی.نشد.اینجا نیومد.
کلا سال جالبی نبود.رضا هم توی دو برهه عزادار بود.
نیمه اول 91
دوستیم با رضا کمی بیشتر شد.اتفاقاتی توی زندگی من افتاد .اتفاقاتی واسه رضا.
تابستان 91
تابستون قرار بود بیاد اینجا.دفعه اول تا نصفه راه اومد.اما مجبور شد برگرده.
اتفاقای ناجالب زندگی من هم از همین حدودا آغاز شد.اواخر تابستون اومد.و بالاخره دیدمش. چقدر پسر باحالی بود! بیشتر دوستش داشتم
نیمه دوم 91
اتفاقات زندگی من یکی یکی پشت هم می افتاد. اما رضا هم زندگیش راکد نبود.اتفاقای خوبی واسش افتاد.که واقعا خوشحال کننده بود.
رضا سرش شلوغ تر شد("شلوغ تر" واژه مناسبتری نسبت به"شلوغ"هست.چون از وقتی یادمه سرش شلوغ بود و سرگرم کار و درس و زندگی)ارتباطم باهاش کم و کمتر شد جوری که یک جایی به صفر رسید.
اون فروم انیمه ای چی شد؟نمیدونم.شاید بدون رضا معنی خاصی واسم نداشت.
این متن رو ننوشتم که مرور کوتاهی بر خاطراتم بکنم.خواستم بگم "رضا" بهترین دوستی بود که از طریق اینترنت باهاش آشنا شدم.که کسی بود که حرف و عقیده اش رو بیشتر از خیلی های دیگه قبول داشتم.که کار کردنش و اخلاقاش رو همیشه تحسین میکردم.که حتی روزهای این چند ماهه اش برام جالب بود و میخوام سرمشق خودم کنم. که خیلی دوستش دارم! البته شاید این دوست داشتن یکطرفه باشه.
معتقدم آدم یک الگو نمیتونه داشته باشه.خوبی ها توی یک آدم نمیتونه مستجمع باشه.من شاید رضا رو کامل نشناسم اما اونقدر که میشناسمش میدونم میتونه از خیلی ابعاد الگوی خوبی باشه.
رضا منو با یک عالمه آدم جدید هم آشنا کرد.کلی چیز ازش یاد گرفتم و امیدوارم موفق باشه.
خیلی خیلی دوست دارم دوباره از نزدیک ببینمش. رضا رو خیلی دوست دارم.قبلا هم بهش گفته بودم. گرچه همانطور که گفتم فک کنم این دوست داشتن  یکطرفه باشه.
راستش این چند وقت که تعاملم با رضا کم شده ، فک کردم تقصیر من بوده،کاری کردم و... .البته دوست دارم فکر کنم به خاطر اینه که سرش شلوغه.
به هرحال ما به یادش هستیم هرچند رضا فراموشمون کرده باشه.
نمیدونم این متن رو میخونه یا نه اما دوست دارم دوتا آهنگ به عنوان عیدی بهش بدم.به شرطی که قول بده دو نفره گوششون کنه:
خدا با منه {رضا صادقی/بشنوید}
بودنت پایان رنجه { رضا صادقی/بشنوید}
پ.ن1:این متن بیشتر از اینی بود که هست.اصلاحش کردم گفتم شاید بعضی جاهاش رو رضا دوست نداشته باشه.
پ.ن 2 :
خبر آمدنت
میرود باغ  به باغ
میرود
شهر به شهر
مردمان همه جا،مردمان تنها،مردمان خسته،همه ی مظلومان،
همه عالم،به تمنای تو برخواسته اند.
شور و حالی برپاست
وعده ات نزدیکست . . .
عیدتون مبارک.
همین . . .


موسیقی؛در سالی که گذشت

نوشته شده توسط :امین
یکشنبه 27 اسفند 1391-07:15 ب.ظ

رفیق سلام .
اول کار بگم من آدم موزیک بازی هستم . نه اینکه حرفه ای باشم و سر در بیارم از مسائل تخصصیش ها ! نه . کارهای موسیقی که در بازار منتشر میشه رو دنبال میکنم .
سال 1391 سال نسبتا خوبی برای موسیقی بود . آلبوم های بسیاری منتشر شد . بسیاری از خوانندگانی که تا قبل از این غیر مجاز بودند مجوز کارهای خود را دریافت کردند . کنسرت های بسیاری برگذار شد ( البته بگذار اشاره نکنم که بسیاری از کنسرت ها هم به دلایل مسخره ای لغو شد ! ). خلاصه سال پر باری بود . به خصوص این اواخر که با ترافیک البوم ها و کنسرت ها رو به رو بودیم . قصد دارم مرور کوتاهی بر بهترین آلبوم هایی که امسال در بازار موسیقی پاپ کشور منتشر شدند بکنم .
فقط قبلش میخوام بگم که چقدر خوبه که همیشه اینچنین ترافیکی رو شاهد باشیم . چون به شنونده حق انتخاب میده که چه موسیقی رو انتخاب کنه و رقابت های بهتری شکل میگیره .
اشاره کنم که آلبوم ها رو به ترتیب تاریخ انتشارشون مرور کردم .
1 . آرامش (بهنام صفوی)  امتیاز : 9
بعد از تاخیر های متعدد که برای این آلبوم پیش اومد، اوایل اردیبهشت دومین آلبوم بهنام صفوی به بازار آمد.
صفوی که شباهت صدایی با "رضا صادقی" دارد ، پس از آلبوم اول طرفداران خوبی رو هم جمع کرد ، با آلبومی نسبتا خوب به بازار موسیقی برگشت.
مثل آلبوم اول اسم"سیروان خسروی" در کاور آلبوم بیشتر از بقیه به چشم میاد."آرامش" نسبت به "عشق من باش" فضاهای اسلو کمتری دارد.ترانه ها کمی بهتر از آلبوم اول است.
این آلبوم تنظیم ها و ملودی ها خوبی دارد.قطعه آخر هم که یکجورایی سبک کلاسیکه خیلی خوب شده و شعر جالبی هم داره.
موزیک ویدیو قطعه "دلتنگم" هم نشون میده هنوز برای تولید موزیک ویدیو خوب راهی طولانی در پیش داریم.
یک از ضعف های  آلبوم قطعات کم آلبوم با توجه به اینکه دو قطعه اش قبلا منتشر شده بود، بود .
قطعات برتر : 3.کاش خدا منو ببینه/4.آرامش/5.چه بی اندازه میخوامت/ 8.باور/9.پشیمونم(زیاد شد یکم با عرض معذرت :-) )
2 . من و تو (مانی رهنما) امتیاز :8.5
کارهای مانی رهنما همیشه برای من جذاب و قابل احترام بوده.
بعد از آلبوم بسیار خوب "کجا به خنده میرسیم"،رهنما با آلبوم نسبتا خوبی برگشته.کاور آلبوم رو هم دوست داشتم.
حرف زیادی ندارم. باید شنیدش آلبوم رو .
قطعات برتر : 1.من و تو/3.چه سلامی/7.تاوان
3. من و بارون (بابک جهانبخش) امتیاز :9
روند رو به رشد جهانبخش بعد از آلبوم زندگی من در این آلبوم هم دیده میشه و باید گفت آلبوم من و بارون از طرف مخاطبان هم پذیرفته شده.اینو میشه از کنسرت های پرشور جهانبخش بعد آلبوم و همنوایی مردم با جهانبخش دید.
جهانبخش در این آلبوم یک قطعه دو صدائه با "رضا صادقی" داره که انصافا خوب از کار در اومده.
بعد از تجربه موفق "دوست دارم"جهانبخش دوباره دست به قلم برده و دو قطعه "ای دل" و "من و بارون" رو سروده که اتفاقا از پرطرفدار ترین قطعات این آلبوم هست.
در مورد کاور آلبوم،عکس های قشنگی داره اما عجیب طراحی شده!(اگه از نزدیک کاور رو دیده باشی میفهمی چی میگم!)
خلاصه اگه از سبک جهانبخش خوشت میاد،آلبوم فوق العاده ای هست.
قطعات برتر : واقعا من اکثر قطعاتشو دوست داشتم ، اما : 3.ای دل/6.به خودت باختمت/8.اقرار/11. من و بارون
4.یکی هست (مرتضی پاشایی) امتیاز : 8.5
اولین آلبوم مجاز این خواننده جوان بالاخره امسال به بازار آمد.راستش من به شخصه آلبوم رو خیلی گوش نکردم چون صدای پاشایی رو خیلی دوست ندارم و امتیاز بالا رو بر اساس نقد هایی که خوندم دادم.ولی قطعات برتر رو بر اساس سلیقه خودم انتخاب کردم.
قطعات برتر : 1.یکی بود یکی نبود/5.برو/7.خاطره ها
5.حباب(محسن یگانه)  امتیاز:9.25
سومین آلبوم یگانه و به گفته خودش آخرینش پس از جنجال بسیار به بازار آمد. راستش بعد انتشار آلبوم خیلی ها انتقاد کردند ، کوبیدند آلبوم رو .اما من نظر خودمو میدم.
به نظرم "حباب" آلبوم بدی نبود.ملودی و تنظیم خوبی داشت.شاید ضعفش بیشتر به خاطر ترانه بود.یک مقدار توی قافیه مشکل داشت .با این حال من دوست داشتمش. تعداد بالای قطعات ( 14 قطعه ) شاید از کیفیت کار اندکی کم کرده باشه.
عکس کاور آلبوم رو دوست داشتم.هنری بود واقعا.
خوب بود به نظرم در مجموع.
قطعات برتر: 9.کی جای من اومد؟/12.تو که میدونی/13.هوایی شدی/14.بیت آخر
6.عاشقانه ها (احسان خواجه امیری) امتیاز:9.25
خواجه امیری خواننده ای هست که صدای خوبی داره و محبوب آدم های مختلف با سن و سال متفاوت هست.
عاشقانه ها آلبوم بسیار خوبیه.تنظیم و ملودی خوبی داره.شعرهای جالبی هم داره بعضا و صدای خواجه امیری هم مثل همیشه شاهکاره!
عاشقانه ها بازگشت قدرتمند خواجه امیری به بازار موسیقی بود که از طرف مردم هم مورد استقبال قرار گرفت.
متاسفانه باز هم با پدیده قطعات "از قبل منتشر شده" مواجه بودیم.دو قطعه مدت ها قبل از انتشار آلبوم به صورت سینگل ترک منتشر شده بود.
قطعات برتر: 2.آرزو/ 6.لحظه/7.خوشبختی/10.نابرده رنج

برای مشاهده ادامه نامه اینجا کلیک کنید!

برای شوالیه تاریکی

نوشته شده توسط :امین
پنجشنبه 24 اسفند 1391-05:12 ب.ظ

رفیق بذار اول کار و بدون مقدمه برم سر موضوع اصلی.
توی این نامه میخوام راجع به یک شخصیت کمیک-سینمایی مشهور بنویسم.بتمن.
بین همه ابر قهرمان هایی که در فیلم ها دیده ام ، بتمن را بیشتر از همه دوست دارم.چرا؟
نگاه کن،بتمن یک ابر قهرمان فضایی نیست.یک موجود خارق العاده نیست.انسانیست مثل من و تو.کسی که پول و علم رو به خدمت گرفته تا برای مردم مبارزه کنه.بتمن به خاطر نیروهای عجیبش خارق العاده نیست.به خاطر روحیه اش متمایزه.
بتمن انسانی ترین ابر قهرمان هالیوود و کتاب های کمیک استریپ هست.مثل مرد عنکبوتی از در و دیوار بالا نمیره،مثل سوپرمن پرواز نمیکنه،مثل هالک قدرت بدنی خارق العاده نداره و . . . . مثل همه انسان ها عاشق میشه و عشقشو از دست میده ولی مثل ابر قهرمان ها وقتی بهش نیاز هست برمیگرده.بتمن حد واسط انسان ها و ابرقهرمان هاست.
خب این ویژگی های بتمن به خوبی در سه گانه شوالیه تاریکی از کریستوفر نولان مشهوده. نولان بتمن رو تا سطح یک شهروند عادی پایین میاره.همونطور که ابتدای فیلم آخر تصویر شده،بتمن مثل سایر آدمها  افسرده شده.وقتی شهر بهش نیاز داره ، با وجود عدم آمادگی کامل،برای مقابله با "بین" برمیگرده و مفتضحانه شکست میخوره. و این بیش از پیش اونو " انسانی" میکنه.
نولان در انتخاب دشمن های بتمن هم دقت کرده.دشمنان او اونقدر قوی نیستن که فقط ابر قهرمان داستان بتونه نابودش کنه.چه جوکر چه بین.و این لازمه داستانه که وقتی ابر قهرمان شما،یک موجود فرا زمینی نیست،دشمنش هم نباید فرا زمینی باشه.
بتمن بر خلاف همتایان هالیوودی اش ، چیزی از خودش نداره.بلکه امکانات مورد نیازش برای مبارزه رو شخص دیگری -لوشس فاکس-در اختیارش میذاره.و این بیش از پیش اون رو عادی میکنه.
اینجا میبینیم نولان بیشتر دنبال ساخت یک نماد و سمبل بوده تا یک دلاور و قهرمان.بتمن اونقدر معمولی هست که هرکس بتونه رویای بتمن شدن رو داشته باشه.حتی یک افسر پلیس جوان-رابین.
‏"شوالیه تاریکی بر میخیزد" با وجود نقص هایش یک پایان نسبتا خوب بود برای یک قهرمان.
امیدوارم نولان هرگز دیگه سمت این شخصیت نره.بذاره همینجا تموم بشه و در خاطره ها بمونه.
پایانی خوب برای شوالیه تاریکی.

لطف یا چی ؟

نوشته شده توسط :امین
دوشنبه 14 اسفند 1391-03:59 ب.ظ

یکی دو سال پیش بود که سریال " قهوه تلخ " به کارگردانی مهران مدیری ، گارگردان مشهور فیلم های طنز ، به عنوان دومین سریال شبکه خانگی با توزیع هفتگی به بازار آمد .
به خاطر دارم که ابتدا گل کرد و هر محفلی می رفتم یا به هر سایتی سر میزدم بالاخره یک حرفی از او و سریال پر فروشش به میان می آمد . خیلی ها طعنه های فیلم را پسندیدند ، بعضی لعن و نفرین می فرستادندش که چقدر این یارو داره پول در میاره و... .
"کپی شدن" بزرگترین مشکلی بود که مدیری رو به روی خود می دید . که با ترفندی زیرکانه با استفاده از شهرت و محبوبیت خود و گفتن جمله هایی چون " جان من کپی نکنید " یا " لطفا کپی نکنید " و گذاشتن جایزه های وسوسه انگیز مردم را راضی کرد که سی دی های اورجینالش را بخرند که خب اتفاق تازه و خوبی به شمار می آمد .
رفیق ، اگر دنبال کننده این سریال یا خبر های آن بوده باشی ، می دانی چه بر سر آن سریال آمد . وقفه های بسیار ، تعویض بازیگران و اتفاقات دیگر که آخرینش ناتمام ماندن تولید سریال ، افسرده شدن مدیری و از همه بدتر توزیع نشدن جوایزی که آ« همه وعده شده بود و ...
مدیری بعد از چند وقت به خود آمد و تصمیم گرفت که با سریالی جدید برگردد ، جوایزی برای آن تعیین کند ، آن را به اتمام برساند و جوایزش را بدهد و تمام .
کاری به تصمیم مدیری ندارم.نمیخواهم از او طرفداری کنم یا بکوبمش . بحث من اصلا مدیری نیست .
مدیری بر سر تولید "قهوه تلخ" با صدا و سیما در افتاد و خب متعاقبا ،با وجود کارنامه درخشانش در تلویزیون ،  از طرف آن ها طرد شد . اما بعد از اینکه انتشار "ویلای من" شروع شد ، در بخشی از بخش های خبری، خبری را دیدم که به کوبیدن مدیری و اینکه آیا رویش میشود بعد از "افتضاح" قهوه تلخ دوباره رو در روی مخاطب بنشیند و از او بخواهد محصولش را بخرد و آن را کپی نکند ؟
اما بحث اصلی من اینجاست . در قسمتی از همان خبر گوینده گفت : آیا حالا که مردم " لطف کردند " و فیلمتان را خریدند درست است با آن ها اینگونه رفتار کنید ؟ ( نقل به مضمون )
اینجا بود که دود از کله من بلند شد ! هر چقدر موقع توزیع قهوه تلخ خوشحال بودم که مردم دارند " اورجینال خریدن " را یاد میگیرند و تمرین می کنند ، همان قدر عصبانی شدم !
حقیقتا چه چیزی باعث می شود که عمل کردن به قانون خرید آثار سمعی و بصری از سوی رسانه ملی " لطف " تلقی شود ؟ اگر در باقی موارد حق " کپی رایت " را رعایت نمی کنیم دلیل بر این است که اگر در موردی به آن پایبند بودیم ، در حق صاحب اثر " لطف " کرده ایم ؟
سرت را درد آوردم رفیق . همین .
پ.ن: گفتم که در این مطلب قصد ستایش میری را نیز ندارم . من خودم از دنبال کنندگان قهوه تلخ بودم و خیلی از کار های مدیری را هم دوست دارم . اما " ویلای من " را نمیخرم و نگاه هم نمی کنم . چون هر چقدر هم که قوی باشد حس میکنم فقط برای این ساخته شده که ماجرای قهوه تلخ از ذهن خواننده پاک شود و به قول خود مدیری جایزه ها را بدهد و تمام !





درباره وبلاگ:



نامه های گذشته:


طبقه بندی:


آخرین نامه ها:


دوستان وبلاگ نویس:


وبسایت های دوست:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


Amin's bookshelf: read

The Amulet of Samarkand
3 of 5 stars
اول که شروع به خواندن این کتاب کردم،در همان صفحات آغازین،حس کردم که کتاب چندان خوبی نیست.کتابی دیگر راجع به دنیای جادوگران که باز با همه جادوگرانی که میشناختیم تفاوت دارند و قوانین خاص و غیره و غیره. خب اگر کتاب های اینچنینی زیاد خوانده ...
Appointment with Death
3 of 5 stars
آغازش متفاوت بود با سایر کتابهای کریستی. بد نبود.
Murder on the Orient Express
4 of 5 stars
ایده قتل در قطاری که توی برف گیر کرده و با هیچ جا ارتباط نداره واقعا نو بود. شخصیت ها و جزئیات بسیاری داشت داستان(که من داستان با شخصیت زیاد رو انقدرها دوست ندارم) و برای اولین بار از پایان بندی کریستی لذت نبردم. قضیه اون چاقوی خونی توی ...

goodreads.com


2014 Reading Challenge

2014 Reading Challenge
Amin has read 5 books toward his goal of 40 books.
hide







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox