تبلیغات
نامه هایی به تنها رفیقم . . . - طبل تو خالی
 

طبل تو خالی

نوشته شده توسط :امین
دوشنبه 12 خرداد 1393-11:45 ب.ظ


این روز ها هر روز یک چیزی رو  میبینم و واقعا آزارم میده رفیق . یک چیز خیلی ساده .
تقریبا این ترم هر روز سلف دانشگاه غذا داشتم و هر وقت میرفتم با منظره زشت میز های پر از ظرف های کثیف و غذاهای نیم خورده رو به رو میشدم . در حالی که تقریبا به همه دیوار های سلف زده شده که " لطفا ظرف های خود را تحویل دهید " و جمله هایی از این جنس . اما باز هم شاهد این هستم که جماعتی که خودشون رو فرهنگی و انسان های فرهیخته یک کشور میدونن به این ها هیچ توجهی نمیکنن .
عمق فاجعه تا جاییه که وقتی بهشون میگی برای کار از بیخ غلطشون دلیل هم میارن . توجیه هم میکنن . ( از کی عادت کردیم به جای قبول اشتباهاتمون توجیه کنیم ؟ ) میگن وظیفه گارسون سلفه . میگن پولشو دادیم و ...
یکی نیست بگه آدم ناحسابی واقعا فکر میکنی سلف یک دانشکده با حدود 5000 دانشجو مثل رستوران سر کوچه هست که بیای غذاتو بخوری و بری و بعدش گارسون جمع کنه باقیمانده ها رو ؟ در لحظه ادم میاد و میره . اگه بودجه داشته باشن که گارسون فقط برای جمع کردن ظروف و باقیمانده غذا بذارن هم باز نمیتونه جوابگوی این تعداد زیاد باشه .
میگی پولشو دادی ؟ مگه چقد پول بابت هر غذا دادی ؟ انتظار کیفیت هم داری از این غذا ؟ ( که الحق و الانصاف کیفیت غذا نسبت به پولی که میگیرن خیلی خوبه )
خوبه خوبه این نامه به جای خوبی رسید رفیق . قبل از اینکه شروع کنم به گفتن حرفم اینو بگم منظور من همه دانشجو ها نیست . که انسان های شریف و شایسته هم در میون دانشجو ها کم نیستن ولی از حق نگذریم در اقلیتند .
به نظر من دانشجو پر رو ترین قشر این مملکتند . موجوداتی که عملا هیج صرفه اقتصادی ندارن ، فقط منابع موجود رو صرف میکنن و هیج بازدهی ندارند . باز دهی منظورم این نیست که بیان از همین الان کار کنن ! ( که اگه بکنن چه بهتر ) منظور اینه حتی وظیفه یک دانشجو که درس خوندن هست رو هم انجام نمیدن . به علاوه تمام این مضرات این موجود عجیب ، ادعا و انتظاراتشون سر به فلک میذاره و انتظار دارن همه چی باب میلشون باشه .
خودشون رو قشر فرهیخته میدونن در حالیکه حاضرم قسم بخورم میوه فروش سر کوچه ما از خیلی از این دانشجو هایی که میبینم فرهخیته تره .
تا دلت بخوای حرف میزنن . ادعا دارن . پای عمل که میرسه جا میزنن . اون حرفا واسه بقیه خوبه نه اونا .
دانشجو . از نظر زبان شناسی یک کلمه مرکبه که از یک بن مضارع از مصدر دانستن ، یک پسوند و یک بن مضارع از مصدر جوییدن تشکیل شده . دقیقا کاری که دانشجوی این مملکت نمیکنه دنبال دانش رفتنه !
دانشجوی ما امروز بیشتر دنبال دوست دخترشه . بیشتر دنبال اینه که چطور داف موفقی بشه . اینکه چطور یه کاری بکنه همه از حسودی بترکن . چی سر کلاس بگه که بقیه بیشتر بخندن . چطور با استاد کل کل کنه .
دانشجوی این مملکت یاد داره بگه فلان کشور اینطور ، فلان جا اینگونه و ... . یکی نیست بگه برادر من تو اون کشور ها افرادی که یه زمانی به معنی واقعی کلمه "دانشجو" بودن و الان شدن مدیر و وزیر و وکیل ، الان اون جا رو به این وضع رسوندن . آدم فضایی ها که نیومدن آباد کنن سرزمین هاشون رو !
دانشجوی این دوره زمونه شده طبل توخالی ! صدای خیلی خوب ولی درون تهی .
ته ته همه این ها میشه همین . میشه این وضعی که داریم و خواهیم داشت . حالا شما هی بشین توی خونه و هشتگ بزن ، جنبش اینترنتی راه بنداز و به قول خودت مبارزه مدنی کن .
پ.ن : رفیق این نامه شاید بعضی جاهاش زیاده روی باشه ، شاید باهاش موافق نباشی ، شاید بعضی جاهاش نیاز به تفکیک بیشتری داشته و شاید حتی خودم بعدا برگردم بگم اینجا رو اشتباه گفتم ! ولی این متن - بی کم و کاست - الان تنها چیزیه که به ذهنم میرسه .
همین .



ثبت وبلاگ
جمعه 16 خرداد 1393 09:27 ق.ظ
دارم آرشیو وبلاگ های خوب و جذاب رو جمع می کنم یه سر بهم بزن وبلاگت رو ثبت کن صفحه ای که ساختم بازدید بالایی داره
شیشه
چهارشنبه 14 خرداد 1393 11:44 ق.ظ
شیشه
سه شنبه 13 خرداد 1393 04:38 ب.ظ
تو سلف دخترا اینجوری نیس.شاید چون پسرا بد بزرگ میشن.یعنی همیشه مادرها و خانوم ها و خواهرهاشون اونا رو تر و خشک کردن و پسرها فکر میکنن یکی دیگه باید بعضی کارا رو براشون انجام بده.
پاسخ امین : شاید . متاسفانه سلف دخترا نرفتم :دی
البته اینکه در مجموع جنس زن و دختر از مرد و پسر تمیز تره و مرتب تر بحثی نیست :}
lili
سه شنبه 13 خرداد 1393 09:29 ق.ظ
آپم و آماده ثبت لینک شما در پیوندهای وبلاگم
نوت نویس
سه شنبه 13 خرداد 1393 04:11 ق.ظ
خب امین جان بانظراتت تا یه جاهایی موافقم و این که دانشجو باید فرد فرهیخته ای بشه که بستر مناسبی فراهم کنه که جامعه علاوه بر یک فرد علمی یک فرد فرهنگی هم داشته باشه.اما چندتا نکته هست که لازم دیدم بگم.اول اون که به نظرم یه کم سطحی به قضیه نگاه شد البته به نظر من طبعا.این که اساتید ما وقت مقتضی برای دانشجو نمیذاره و این که جامعه به سمت مدرک گرایی رفته و بیکاری به جوونا فشار میاره غیرقابل انکار هست و اون که برآیند همه اینا میشه یه دانشجوی بی انگیزه که شاید از زور دلش یا بی اعصابیش یا حالا حتی حس انتقام یا بدتر از همه اینا بیففرهنگ بودنش همچین رفتارای نشون بده.اما اینو حتما از من داشته باش که یه جامعه خوب حتما الگوها و سرمشقای خوبی داشته که متاسفانه در نسل اساتید حاضر تعدادشون کم داره میشه دایما،اما منم موافق این هستم که از خودم شروع کنم تا بلکه در آینده همچین مسایلی نباشه حتی اگر منه نوعی همون آدم بی انگیزه ای باشم که از رفتار اساتیدم شاکیم.
پاسخ امین : جامعه ما به هیچ وجه ایده ال که نیست هیچ ، بلکه با یک جامعه نرمال هم فاصله زیاد داره .
اما جامعه اگه هشتاد درصد وظیفه داشته باشه و دانشجو بیست درصد ، الان به یک صدم از اون بیست درصد هم عمل نمیشه !
+به اینکه نامه خام هست و خیلی مورد داره و حتی شاید اگه با زاویه دید بیشتر نگاه کنی با نظرات خود من در تناقض باشه (!) اعتراف میکنم :)
شیمیست
سه شنبه 13 خرداد 1393 12:50 ق.ظ
خوبه كه هنوزم دانشجوهایی هستن كه به این نكات توجه كنن. موفق باشی رفیق:]
پاسخ امین : ولی خب ای کاش توجه من چیزی رو تو ادما عوض میکرد . نمیکنه :(
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



نامه های گذشته:


طبقه بندی:


آخرین نامه ها:


دوستان وبلاگ نویس:


وبسایت های دوست:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


Amin's bookshelf: read

The Amulet of Samarkand
3 of 5 stars
اول که شروع به خواندن این کتاب کردم،در همان صفحات آغازین،حس کردم که کتاب چندان خوبی نیست.کتابی دیگر راجع به دنیای جادوگران که باز با همه جادوگرانی که میشناختیم تفاوت دارند و قوانین خاص و غیره و غیره. خب اگر کتاب های اینچنینی زیاد خوانده ...
Appointment with Death
3 of 5 stars
آغازش متفاوت بود با سایر کتابهای کریستی. بد نبود.
Murder on the Orient Express
4 of 5 stars
ایده قتل در قطاری که توی برف گیر کرده و با هیچ جا ارتباط نداره واقعا نو بود. شخصیت ها و جزئیات بسیاری داشت داستان(که من داستان با شخصیت زیاد رو انقدرها دوست ندارم) و برای اولین بار از پایان بندی کریستی لذت نبردم. قضیه اون چاقوی خونی توی ...

goodreads.com


2014 Reading Challenge

2014 Reading Challenge
Amin has read 5 books toward his goal of 40 books.
hide







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox