تبلیغات
نامه هایی به تنها رفیقم . . . - منطق گملی
 

منطق گملی

نوشته شده توسط :امین
پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393-09:31 ب.ظ


میگه : چرا ما مثل اونا نباشیم ؟ چرا ما اینقدر افراط یا تفریط نکنیم ؟
میگم : چرا باید افراط یا تفریط کنیم ؟
میگه : اگه دو جبهه در نظر بگیریم که ما اینور جبهه و اونا اونور ، وقتی اونا زیاده روی میکنن و تخریب میکنن بر ما غلبه پیدا میکنن . باید برای اینکه غلبه پیدا نکنن ما هم تخریب کنیم .
میگم : یعنی میگی هدف وسیله رو توجیه میکنه ؟ یعنی تو برای اینکه کم نیاری باید دست به هر کاری بزنی ؟
میگه : اگه دست به هر کاری نزنیم اونوقت جبهه ما نابود میشه . اونوقت چیزی نمیمونه که حتی سرش بحث کنیم . گاهی اوقات لازمه دست به کارهایی خلاف نظرمون بزنیم 
میگم : اگه تو کاری رو که میدونی بده و اونا انجام میدن رو انجام بدی ، اونوقت چه فرقی با اونا داری ؟ یک زمانی به خودت میای و میبینی شدی درست مثل اونا . بین خودت و اونا نمیتونی تفاوتی قائل بشی .
------
همه چیز به ایدئولوژی برمیگرده رفیق . من میدونم کاری خوبه . بهش اعتماد و اعتقاد دارم . وضع جوریه که خیلی های دیگه هم شاید بدونن اون کار خوبه اما چون همه دارن برخلافش عمل میکن اونام خلافش عمل میکنن . حالا یا به خاطر اینکه اگه مثل بقیه نشن از همه عقب میفتن یا اینکه شاید دلیل پیش پا افتاده تری داشته باشه . مثلا خجالت میکشن .
اما من این وسط چی کار کنم ؟ مثل بقیه باشم و بر خلاف عقیده و نظرم عمل کنم ؟ خب چی بدست میارم ؟ احتمالا در بین جمع ها مقبول میشم ، بین همین مردم پیشرفت میکنم . اما چی از دست میدم ؟ باید بگم همه اعتقاد و عقیده و نظریاتم رو از دست میدم . پا رو بخشی از خودم میذارم . یک کم که بگذره دیگه خودم نیستم . وضع به جایی میرسه که چون خودم عامل به اون کار نیستم در نتیجه نمیتونم در هیچ جمعی ازش دفاع کنم . میشم یک ادم تهی ولی مقبول .
خب اگه به نظر خودم عمل کنم چی ؟ احتمالا چیزی که به دست نمیارم هیچ ، چیزی هم از دست میدم .
کدوم روش رو انتخاب میکنم ؟ به شخصه دومی رو
اگه سخت ترین شرایط باشه ، حتی اگه خودم توی منگنه قرار بگیرم ، سعیم اینه که اون کاری رو انجام بدم که فکر میکنم درسته . دقت کن رفیق !  اون کاری که فکر میکنم درسته ! الزاما درست نیست . چه بسا بارها و بارها بعد از مدت ها نظراتم فرق کرده . ولی اینجوری حداقل بعدا ، خیلی بعدا ، وقتی بر میگردم عقب و نگاه میکنم نمیتونم خودم رو سرزنش کنم .
هر چی باشه من ترجیح میدم مقبول نباشم تا اینکه تهی باشم .
پ.ن 1 : اون مکالمه اول بین من و یکی از دوستان بود . شاید خیلی مبهم باشه . هر چی باشه من خیلی از سر و تهش زدم :)
پ. ن 2 : سرانجام فلسفه دیوید گمل بر من غالب شد . وقتی با دوستم داشتم بحث میکردم میدیدم دقیقا دارم استدلال های قهرمان های کتاباش رو میارم . گلایه ای هم نیست . خیلی هم خوب .
پ.ن  : وای به روزی که این ایدئولوژی رو ازت بگیرن . وای به روزی که انقدر عقایدت رو جلوت خرد کنن یا ازش سو استفاده کنن که ترجیح بدی تهی باشی . حتی نخوای مقبول هم باشی .



شیمیست
سه شنبه 13 خرداد 1393 02:42 ق.ظ
دقیقن همینطوره كه میگی.
وقتی آدم رو اعتقادش پابذاره حالا به هر دلیلی، كم كم گم میشه و یه روز می بینه دیگه هیچی ازش نمونده. اونوقت از نو ساختن نه تنها فرساینده س بلكه خیلیا قیدش رو میزنن و به این گم شدن ادامه میدن
پاسخ امین : دقیقا دقیقا !
ساراکو (تارا میرکا سابق)
دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 02:56 ب.ظ
سلام
امین جان اگر ممکنه تیتر وبلاگ من تو لینکدونیت رو درستش کن. خیلی خیلی مرسی :)
پاسخ امین : چشم استاد حتما :)
مسابقه
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 03:08 ب.ظ
سلام به احتمال زیاد شما برنده ی یک خردکن نایسر دایسر پلاس شدید برای مشاهده لطفا بر روی لینک کلیک کنید | http://nicerdicer-plus.blogsky.com
پاسخ امین : دمتون گرم . باز خوبه به احتمال زیاده :))
سپیته
یکشنبه 7 اردیبهشت 1393 03:12 ب.ظ
واقعن همه چیز برمیگرده به ایده اولوژی؟
+اینکه کدوم روش رو انتخاب کنی کاملن برمیگرده به اعتقاد داشتن به خودت...اگه نتونی خودتو قانع کنی که روش تو چیزای بهتری داره چی؟اگه بفهمی با تهی بودن و ماسک زدن راحت تر کنار میای چی؟
پاسخ امین : به نظر من برمیگرده .
اینکه قانع نشی روشت چیز بهتری داره یا اینکه قانع بشی روش دیگه بهتره در واقع قانع شدی ایدئولوژیت خوب نیست . باید اونو تغییر بدی . در نهایت تو به یک روش معتقد میشی که اون بهتره یا با تو بیشتر میخوره . حالا ممکنه ماسک زدن باشه .
اینکه آدم با تهی بودن راحت تر کنار میاد کم . بیش به نظرم بدیهیه . ادم دوست نداره سختی بکشه . رنج بکشه و رنج بقیه رو ببینه . اما به نظرم اگه قراره زندگی کنم بهتره بجنگم و چیزی به دست نیارم تا اینکه نجنگک و چیزی بدست نیارم . اینم برمیگرده به ایدئولوژی .
- نمیدونم منظورتو درست فهمیدم یا نه . :)
دختر باد
شنبه 6 اردیبهشت 1393 10:37 ق.ظ
گاهی وقتی می بینم استدلال هام تحت تاثیر یه کتاب یا یه نویسنده است احساس ضد و نقیضی بهم دست میده.
میگم اگه من به اندازه کافی کتاب نخونده باشم چی؟ اگه اون نویسنده اشتباه کنه و حالا من تحت تاثیر اون دارم چیزی می گم که از خودم نیست، اون وقت چی؟
مثلا من خیلی به دارن شان و اینکه نمیشه همه رو نجات داد ارجاع می دم ناخودآگاه.
چون بزرگ ترین چیزی که توی کتاباش یاد گرفتم این بوده...ولی خب خیلی از اینکه تا این حد تحت تاثیر کتاب ها باشم احساس خوبی ندارم. شاید ما داریم محدود می شیم.
آیا نباید تفکرات مستقل از کتاب ها و حرف ها و... داشته باشیم؟
پاسخ امین : اره موافقم یک مقدار ترسناک هست ولی کتاب هایی هم بوده که خوندم ولی نظراتشون اصلا جذبم نکرده . بلکه تماما باهاش مخالف بودم . و حین مطالعه برای خودم دلیل میاوردم که نه اینطور نیست .
به نظرم اخرش اون نظراتی رو از کتاب ها قبول میکنیم که خودمون توی پس زمینه ذهنمون قبولش داشته باشیم . منظورم اینه آخر آخرش هم این نظر خودمونه نه اون کتاب یا نویسنده .
بهار
جمعه 5 اردیبهشت 1393 09:43 ق.ظ
روز بخیر امروز بعد از چند وقت یه وبلاگ خوب پیدا کردم . عالی بود جدی می گم . خوشحال میشم وبلاگت رو توی سایتم لینک کنی آخه اتوماتیکه اینجوری دوستام هم بهت سر میزنند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



نامه های گذشته:


طبقه بندی:


آخرین نامه ها:


دوستان وبلاگ نویس:


وبسایت های دوست:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


Amin's bookshelf: read

The Amulet of Samarkand
3 of 5 stars
اول که شروع به خواندن این کتاب کردم،در همان صفحات آغازین،حس کردم که کتاب چندان خوبی نیست.کتابی دیگر راجع به دنیای جادوگران که باز با همه جادوگرانی که میشناختیم تفاوت دارند و قوانین خاص و غیره و غیره. خب اگر کتاب های اینچنینی زیاد خوانده ...
Appointment with Death
3 of 5 stars
آغازش متفاوت بود با سایر کتابهای کریستی. بد نبود.
Murder on the Orient Express
4 of 5 stars
ایده قتل در قطاری که توی برف گیر کرده و با هیچ جا ارتباط نداره واقعا نو بود. شخصیت ها و جزئیات بسیاری داشت داستان(که من داستان با شخصیت زیاد رو انقدرها دوست ندارم) و برای اولین بار از پایان بندی کریستی لذت نبردم. قضیه اون چاقوی خونی توی ...

goodreads.com


2014 Reading Challenge

2014 Reading Challenge
Amin has read 5 books toward his goal of 40 books.
hide







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox