تبلیغات
نامه هایی به تنها رفیقم . . . - آنجا که نام تو آغاز می شود ...
 

آنجا که نام تو آغاز می شود ...

نوشته شده توسط :امین
دوشنبه 13 آبان 1392-01:41 ق.ظ

این نامه کاملا اختصاصی هست رفیق . کاملا اختصاصی .
دقیق نمیدونم چی میخوام بنویسم . یک حسی فقط بهم میگه این نامه باید نوشته بشه . با اینکه شاید از مناسبتش چند روز گذشته .
یکی از محبوب ترین شاعرای من قیصره . یکی از معدود شاعرانی که کل اشعارشو دادم . شاعری که مجموعه اشعارش رو تا حالا سه یا چهار بار هدیه دادم .
قیصر متولد 1338 بود . من مثل خیلی های دیگه از " سروش نوجوان " باهاش آشنا نشدم . من با شعراش شناختمش . چه جوری ؟ خودمم یادم نمیاد .
قیصر شش سال پیش از اینجا رفت . توی یک سه شنبه بی حوصله . سه شنبه 8 آبان 1386 .
میدونی رفیق این روزها شعر های قیصر رو خیلی میخونم . یعنی نمیدونم چم شده تو اتوبوس هم که نشستم حوصلم سر میره ، این گوشی عهد عتیقم رو برمیدارم و میرم توی اینترنت و چندتا شعرش رو پیدا میکنم و شروع میکنم به خوندن .
شعرهای قیصر عمیقا غمگینن . گاهی شبیه شعر های اخوان . مثل من .
خیلی ، خیلی شده که با خودم فکر بکنم چرا این آدم انقدر زود رفت ؟ جزو یکی دو تا آدمیه که همیشه حسرت میخورم که چرا مرد و واقعا براش ناراحت میشم .
میدونی الان پتانسیل این رو دارم ده ها شعر از قیصر رو پست کنم اما جلوی خودمو میگیرم .
روزی که قیصر رفت سه شنبه بود .یک سه شنبه سرد و بی حوصله وسنگین :
سه شنبه
چرا تلخ و بی حوصله ؟
سه شنبه
چرا این همه فاصله
سه شنبه
چه سنگین!چه سرسخت،فرسخ به فرسخ!
سه شنبه خدا کوه را آفرید !
دکتر محمدرضا ترکی وقتی قیصر توی بیمارستان بود این شعر رو برای قیصر سرود :
در برگ ریز درد لگد کوب میشوی
سروی ولی تکیده تر از چوب میشوی
با گیسوان سربی و آن چهره صبور
داری شبیه حضرت ایوب میشوی !
قیصر نبود آنکه برآمد به جلجتا
تو کیستی که یکسره مصلوب میشوی ؟
لبخند بر لبان تو پر پر نمی شود
از موج درد ، گرچه پر آشوب میشوی
قانون عشق سوختن است و به قدر درد
محبوب آستانه محبوب میشوی
مانند آفتاب دلم سخت روشن است
من خواب دیده ام .... به خدا خوب میشوی!
قیصر خوب شد اما به شیوه خودش . تو حالی هستم که دوست دارم همین روزا مثل قیصر خوب شم .
" و قاف خرف آخر عشق است ، آنجا که نام من آغاز میشود ... "
پ.ن: این نامه خیلی دلی و بدون هیچ توجهی به متن و جمله بندی و مقدمه و موخره نوشته شده . کم و کسری اگر داره به بزرگی خودت ببخش .



ایپک
سه شنبه 14 آبان 1392 08:25 ب.ظ
قیصر...شاعری بود که آرزو میکردم کاش وقتی بود بیشتر شعرهاش رو میخوندم... کاش زودتر میشناختمش.
من خیلی اهل شعر نیستم ولی شعرهای قیصر از هر قائده ای مستثناست :)
این هم آدرس وب من :دی
پاسخ امین : :)
شیشه
سه شنبه 14 آبان 1392 09:58 ق.ظ
قیصر قهرمان نوجوونی های من بود....
شیشه
سه شنبه 14 آبان 1392 09:57 ق.ظ
من این نامه رو دوست دارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



نامه های گذشته:


طبقه بندی:


آخرین نامه ها:


دوستان وبلاگ نویس:


وبسایت های دوست:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


Amin's bookshelf: read

The Amulet of Samarkand
3 of 5 stars
اول که شروع به خواندن این کتاب کردم،در همان صفحات آغازین،حس کردم که کتاب چندان خوبی نیست.کتابی دیگر راجع به دنیای جادوگران که باز با همه جادوگرانی که میشناختیم تفاوت دارند و قوانین خاص و غیره و غیره. خب اگر کتاب های اینچنینی زیاد خوانده ...
Appointment with Death
3 of 5 stars
آغازش متفاوت بود با سایر کتابهای کریستی. بد نبود.
Murder on the Orient Express
4 of 5 stars
ایده قتل در قطاری که توی برف گیر کرده و با هیچ جا ارتباط نداره واقعا نو بود. شخصیت ها و جزئیات بسیاری داشت داستان(که من داستان با شخصیت زیاد رو انقدرها دوست ندارم) و برای اولین بار از پایان بندی کریستی لذت نبردم. قضیه اون چاقوی خونی توی ...

goodreads.com


2014 Reading Challenge

2014 Reading Challenge
Amin has read 5 books toward his goal of 40 books.
hide







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox