تبلیغات
نامه هایی به تنها رفیقم . . . - چرا اینقدر راجع به سیاست حرف میزنیم ؟
 

چرا اینقدر راجع به سیاست حرف میزنیم ؟

نوشته شده توسط :امین
شنبه 6 مهر 1392-07:22 ب.ظ

قبل از آغاز بگم این نامه رو چند ماه پیش نوشته بودم اما خب الان منتشر شد رفیق . با اینکه یک مقدار طولانیه امیدوارم تا تهش بخونی .
رفیق ، این روز ها هر جا میری بحث سیاست است . اتوبوس و مغازه و خیابان و خانه و فامیل و... . راستش علاقه ای ندارم علایق و مباحث سیاسی رو در نامه ها م باهات درمیون بذارم . شاید به نحوی دیگه در این مورد باهات صحبت کنم .
اما حرف حسابم در این نامه چیه ؟ راستش برام خیلی جالبه که چطور اینقدر سیاست در بین مردم ما محبوبه . در خیلی زمینه ها اظهار نظر نمیکنیم اما در حوزه سیاست همیشه حرف واسه گفتن داریم .
رضا امیر خانی در بخشی از کتاب " نفحات نفت " با یک مثال خیلی زیبا این موضوع رو توضیح داده .  در زیر عینا اونو برات میارم تا بخونی :
" حالا شاید مخاطب ارجمندی که شما باشی ، یک هو هوس کنی که بگویی نفحات نفت چه ربطی به سیاست دارد و چرا هر نوشته ای در این گوشه از خاک مجبور است گریزی به صحرای سیاست بزند و اصلا به قول آن سید ستیهنده مثال بیاوری که در ایران اگر از کسی بپرسی شتر گلوی دست شویی گرفته است ، ابرو بالا می اندازد که برو از لوله کش بپرس،برو از متخصص بپرس. اما اگر از همان شهروند راجع به ژئوپلتیک قفقاز و سیاست خارجی ما در مناقشه ی بالکان بپرسی،دو ساعت و نیم توضیح می دهد ! اصلا چرا شهروندان آلمان و انگلیس و آمریکا با همه ی نقش آفرینی سیاسی کشورشان در عرصه ی جهانی ، راجع به سیاست به قاعده ی ما حرف نمیزنند ؟
نه سیاست ارجمندی چندانی دارد در میان شوون ، و نه سیاست مدار برجسته تر است از سایر نخبگان (که در ایران قصه از نگاه هانا آرتی برعکس هم هست!یعنی نخبگان عمومی فرهنگی و علمی و هنری سطح بالاتری دارند از نخبگان سیاسی و در عالم مقالشان شناخته شده تر هستند ) اما چرا هر نوشته ای در ایران چاره ای ندارد جز این که به سیاست بپردازد ؟ چرا هر شهروندی باید راجع به سیاست حرف بزند ؟
مسافرانی را فرض کنیم که در اتوبوسی نشسته اند . هر کدام در حرفه ای شانی دارند و صاحب جایگاهی هستند . شاید بسیاری از ایشان هم شانی والاتر داشته باشند از شان راننده ای که هدایت اتوبوس را بر عهده دارد . در طی مسیر هر مسافری به طور طبیعی در دنیای ذهنی و حرفه ای خود سیر می کند و با کنار دستی از همان دنیای تخصصی حرف میزند . دنیای اقتصاد و کسب و تجارت ، دنیای فن و فن آوری ، دنیای تعلیم و تربیت و ... . آیا کسی راجع به اتوبوس صحبت می کند ؟ راجع به رانندگی اتوبوس صحبت می کند ؟ راجع به راننده ی آن صحبت میکند ؟
حالا فرض کنیم طی همان مسیر ، راننده ی اتوبوس محکم بزند روی ترمز و کمی هم اتوبوس برود توی شانه خاکی و گوشه ی سپر هم بگیرد به گارد کنار جاده ... دیگر آیا کسی حاضر است راجع به دنیای ذهنی و حرفه ای و تخصصی خود حرف بزند ؟ گیرم که بالاترین متخصص علوم هسته ای باشی ، وقتی در اتوبوسی نشسته ای که راننده ناشی است ، حکما فقط راجع به رانندگی اظهارنظر خواهی کرد . آیا در میان اضطراب اتوبوس و جاده فرصتی برای ورود به دنیا های ذهنی و تخصصی باقی می ماند ؟وای به روزی که هر مسافری احساس کند که ولو با گواهی نامه پایه دوم ، یا اصلا بدون گواهینامه ، دست به فرمان بهتری دارد نسبت به راننده ی اتوبوس ...
در چنین شرایطی ، در اتوبوس هیچ کس حاضر نیست راجع به چیزی غیر از رانندگی اتوبوس حرف بزند . فرض کنید راننده هم حاضر نباشد به راحنی جایش را به دیگری بدهد و بگوید اتوبوس خودم است ! حالا رانندگی شانی پیدا می کند بسیار مهم تر از سایر شوون تخصصی .
این همان تفکیک هانا آرنت است راجع به وضعیت نخبگان در جوامع و نگرانی او برای جوامع جهان سومی در شرایطی که وضعیت نخبگان سیاسی پایین تر باشد از سایر نخبگان . "
واقعا چی مونده که بخوام به این متن اضافه کنم ؟ جز اینکه غیر از سیاست میتونی این مثال رو به همه زمینه ها از جمله اقتصاد هم گسنرشش بدی .
پ . ن : اگه وقت کردی حتما این کتاب رو بخون . به جد میگم که عالیه .



1jomle z
جمعه 19 مهر 1392 06:25 ق.ظ
گوشی تلفنش را محکم تر از همیشه پرت کرد روی میز،

حرصش گرفته بود، اعصابش خرد شده بود...

نشست گوشه ی صندلی.
غرق گرفتاری هایش شد....
به همه راه‌های دوری فكر می‌كرد كه می‌توانست نجاتش دهد.

اما صدایی از جایی خیلی خیلی نزدیک خطابش کرد: کاش فقط گرفتار من بودی...

صدایی از جایی نزدیکتر از رگ گردن شاید. ...


1jomle.com



z
امیر روشن
چهارشنبه 10 مهر 1392 04:00 ب.ظ
منم کسیو ندیدم که حرف بزنه با بغلیش درباره چیزی که توش تخصص داره.
یا درباره سیاست حرف میزنن یا غیبت میکنن(خانوما)
حرف دیگه ای نشنیدیم
پاسخ امین : گیر دادی روشن . در مثل مناقشه نیست . فکر کن اتوبوس بین شهریه .
امیر روشن
یکشنبه 7 مهر 1392 09:43 ب.ظ
الان یه سوال تو وقتی کنار یه نفر تو اتوبوس میشینی درباره چی حرف میزنی
پاسخ امین : من که هیچی نمیگم . معمولا ساکتم . :)
امیر روشن
یکشنبه 7 مهر 1392 01:29 ق.ظ
الان منظورت اینه که فرمون مملکت دست آدمای اشتباهیه عایا؟
به میرفندرسکی خبر بدم؟
پاسخ امین : نقص زیاده و قابل کتمان نیست .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



نامه های گذشته:


طبقه بندی:


آخرین نامه ها:


دوستان وبلاگ نویس:


وبسایت های دوست:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


Amin's bookshelf: read

The Amulet of Samarkand
3 of 5 stars
اول که شروع به خواندن این کتاب کردم،در همان صفحات آغازین،حس کردم که کتاب چندان خوبی نیست.کتابی دیگر راجع به دنیای جادوگران که باز با همه جادوگرانی که میشناختیم تفاوت دارند و قوانین خاص و غیره و غیره. خب اگر کتاب های اینچنینی زیاد خوانده ...
Appointment with Death
3 of 5 stars
آغازش متفاوت بود با سایر کتابهای کریستی. بد نبود.
Murder on the Orient Express
4 of 5 stars
ایده قتل در قطاری که توی برف گیر کرده و با هیچ جا ارتباط نداره واقعا نو بود. شخصیت ها و جزئیات بسیاری داشت داستان(که من داستان با شخصیت زیاد رو انقدرها دوست ندارم) و برای اولین بار از پایان بندی کریستی لذت نبردم. قضیه اون چاقوی خونی توی ...

goodreads.com


2014 Reading Challenge

2014 Reading Challenge
Amin has read 5 books toward his goal of 40 books.
hide







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox