تبلیغات
نامه هایی به تنها رفیقم . . . - ماییم و این سرِ نترس!
 

ماییم و این سرِ نترس!

نوشته شده توسط :امین
جمعه 29 اسفند 1393-11:05 ب.ظ

اینجا من و نود سه ایستاده ایم. دقیقا وسط یک رینگ. داور دست هر دویمان را گرفته و منتظریم که برنده را اعلام کند.
یک سال تمام با هم سر و کله زده ایم. مشت ها و لگد ها نثار هم کرده ایم و نمیدانم دقیقا چند زخم بر روی هم دیگر به یادگار گذاشته ایم.
اینجا اما پایان این نبرد است. پایان همه چیز. من ولی بر خلاف انتظار اصلا منتظر اعلام نتیجه نیستم. برنده باشم - با اختلاف فاحش یا اختلاف کم - یا بازنده - باز هم به همان شکل - برایم مهم نیست. از الان به نبرد سنگین بعدی فکر میکنم و تاکتیک میچینم و برنامه میریزم.
نود و سه پر بود از همه چیز . اتفاق های خوب و بد. کار ندارم وزنه بدش سنگین تر بود . اون سال عالی که فکر می کردم نبود.
توی این نبرد با آدم های جدیدی آشنا شدم. آدم های دوست داشتنی که برام الهام بخش بودن. آدم هایی بودند که آشنا شدم باهاشون ولی این اواخر بنا به جبر موقعیت مسیرمان از هم جدا شد. با ادم هایی بیشتر  از قبل آشنا شدم و چقدر دوست داشتنی بودند! در کل اگه بخوام نکته مثبتی برای این سال در نظر بگیرم همین آشناییت های مختلف و خوب بود.
ادم هایی رو از نزدیک دیدم و چقدر واقعی بودند! تلاش های افرادی رو دنبال می کردم که بهم روحیه میداد!
و و و . گفتم نتیجه این نبرد برام مهم نیست رفیق . البته برای اتحاذ تاکتیک های نبرد بعدی به عقب نگاه میکنم اما درگیرش نمیشم.
امین اینجاست. شاید حتی تنهاتر از همیشه. دلگیرتر از همیشه. اما قول میدم که حریف دست و پا بسته ای برای نود و چهار نباشم! توی نود و چهار خودمو آتیش میزنم، یا از آتیشم یه ققنوس بوجود میاد یا نابود میشم.
و الان با زخم های بیشمار به استقبال نود و چهار میرم. حتی اگه قرار باشه تهش بازنده باشم رفیق، بهت قول میدم یه میدون جنگی براش بسازم که بعدا از این نبرد برای هم قطارانش قصه ها تعریف کنه!
خبرهای خوبی میشنوی ازم. قول . قول . قول .
ویش می لاک.

ماییم و این سرِ نترس
دل رو به طوفان ها زدن
ماییم و افتادن به خاک
اما دوباره پا شدن...




Do you get taller when you stretch?
جمعه 17 شهریور 1396 01:22 ب.ظ
Hey very nice blog!
سپیته
دوشنبه 24 فروردین 1394 01:43 ب.ظ
من همچین چیزیم :D
صرفا جهت دفع خطر احتمالی آپ کردم و الا من خیلی حرف دارم.خیلی.ولی ترجیحا سانسور میکنم خودمو :))
پاسخ امین : بابا توی اون وب متروک هم خودتو سانسور میکنی؟ کام آن! :دی
سپیته
یکشنبه 23 فروردین 1394 04:55 ب.ظ
باو هی میایم میبینیم هفت نظر و اینجا تو و نود سه ایستاده اید :| آپ کن
پاسخ امین : چیزی به ذهنم نمیرسه ضمن اینکه جدا وقت نمیکنم :"
البته میخواستم توپ رو بندازم توی زمین تو و بگم برو اون هفت سین که وعده دادی رو بنویس بعد بیا دیدم نوشتیش :))
سپیته
شنبه 22 فروردین 1394 04:31 ب.ظ
نگرانت شدم حتی :|
پاسخ امین : زنده ام :دی
سپیته
شنبه 8 فروردین 1394 08:49 ب.ظ
نخیر اما تو این دوره زمونه آدم زنده و سرحال باحالی نمیشناسم
پاسخ امین : اوووم.نمیدونم چی بگم واقعا.
شیشه
سه شنبه 4 فروردین 1394 10:14 ب.ظ
انشاالله سال94برات محشر باشه
.
.
پاسخ امین : خیلی ممنون ^_^ همچین برای شما و خرچنگ خان :)
سپیته
یکشنبه 2 فروردین 1394 09:46 ب.ظ
+ما را دلیست چون تن لرزان بید ها...
پاسخ امین : اما هر آدمی یه جا با شادی رو به رو میشه
سپیده از سیاه ترین نقطه شب شروع میشه...
سپیته
یکشنبه 2 فروردین 1394 09:45 ب.ظ
زنده ها اگه آدمای باحالی بودن که زنده نبودن.
البته همه ی مرده ها هم باحال نیستن.
و همه ی زنده ها زنده.
پاسخ امین : کی گفته زنده ها اگه باحال بودن زنده نبودن؟ آیا زنده نبودن یعنی باحال بودن؟ :)
سپیته
یکشنبه 2 فروردین 1394 12:58 ب.ظ
مرحوم هایده که تو ماشین یکی داشت میخوند هر سال میگیم دریغ از پارسال :|
پاسخ امین : اون بنده خدا مرده زنده ها رو بچسب :دی
بهار
یکشنبه 2 فروردین 1394 02:15 ق.ظ
مبارک باشه سال جدید
انشاالله پر سلامتی و خوشی و آرامش برای همه:-)
پاسخ امین : ایشالا
mahdi
شنبه 1 فروردین 1394 12:26 ب.ظ
امسال زیاد مشت نخوردم ،
ولی امسال ممکنه یه چندتایی بخورم ،
مخصوصا اگه کنکور قبول نشم...
پاسخ امین : ایشالا قبول میشی و یه جای خوب و یه رشته ای که دوست داری :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



نامه های گذشته:


طبقه بندی:


آخرین نامه ها:


دوستان وبلاگ نویس:


وبسایت های دوست:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


Amin's bookshelf: read

The Amulet of Samarkand
3 of 5 stars
اول که شروع به خواندن این کتاب کردم،در همان صفحات آغازین،حس کردم که کتاب چندان خوبی نیست.کتابی دیگر راجع به دنیای جادوگران که باز با همه جادوگرانی که میشناختیم تفاوت دارند و قوانین خاص و غیره و غیره. خب اگر کتاب های اینچنینی زیاد خوانده ...
Appointment with Death
3 of 5 stars
آغازش متفاوت بود با سایر کتابهای کریستی. بد نبود.
Murder on the Orient Express
4 of 5 stars
ایده قتل در قطاری که توی برف گیر کرده و با هیچ جا ارتباط نداره واقعا نو بود. شخصیت ها و جزئیات بسیاری داشت داستان(که من داستان با شخصیت زیاد رو انقدرها دوست ندارم) و برای اولین بار از پایان بندی کریستی لذت نبردم. قضیه اون چاقوی خونی توی ...

goodreads.com


2014 Reading Challenge

2014 Reading Challenge
Amin has read 5 books toward his goal of 40 books.
hide







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox