تبلیغات
نامه هایی به تنها رفیقم . . . - موجودی برای درک کردن
 

موجودی برای درک کردن

نوشته شده توسط :امین
شنبه 23 اسفند 1393-07:31 ب.ظ

از این همه درک کردن خسته شده ام رفیق. دیگه نمیتونم درک کردن هام رو ادامه بدم. اینکه رنج بکشم و ناراحت بشم و بگم : " نه چیزی نیست. درک میکنم " خسته شدم. دلم لک زده برای اینکه رک و پوست کنده بگم : " آره. خیلی ناراحت شدم. خیلی. خیلی." بدون اینکه به این فکر کنم چقدر ممکنه دل طرف مقابل بشکنه. بی خیال بی خیال .
نمیتونم رفیق. توانش رو ندارم. یک سری از دلایلش رو توی اون نوت هایی که از گوشیم پاک شده بود نوشته بودم ( اون روز توی اتوبوس خیلی یادشون کردم. ای کاش پاک نشده بودن. لعنت به حافظه های دیجیتالی.) انگار آفریده شده ام که این و اون رو درک کنم.
فی الواقع در حین نوشتن این نامه دلم خیلی گرفته. در اوج تنهایی هام.
ولی بی خیال حرفایی که تو دلم جا مونده.
خدا رو چه دیدی؟ ...



Why is my Achilles tendon burning?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 03:14 ق.ظ
It's really very difficult in this active life to listen news on TV, so
I just use world wide web for that purpose, and
obtain the latest news.
سپیته
دوشنبه 25 اسفند 1393 12:55 ب.ظ
احتمالا!همه میگن.ولی خب من از روزی سه چار ساعت به این مقام رسیدم
پاسخ امین : خب نرخ رشدت زیاد بوده :دی
سپیته
یکشنبه 24 اسفند 1393 04:24 ب.ظ
راستی من در جهت مثلا کمتر وابسته ی شبکه های اجتماعی بودن همه جا به جز گودریدزو پاک کردم و بستم و جاش یه دفترچه کوچولو موچولو دم دستی خریدم که نوت پد خوبیه به نوبه ی خودش و خب من با کاغذوقلم خیلی ارتباط خوبی
دارم
هیچ خطریم به جز روانی شدن خودم تهدیدش نمیکنه
پاسخ امین : متاسفانه به خاطر اولا تنبل بودن من در نوشتن با کاغذ و قلم و ثانیا اینکه نمیتونم امنیت نوشته های کاغذیم رو تامین کنم، دفترچه اینطوری به کار نمیاد. مجبورم به این حافظه های دیجیتال اطمینان کنم متاسفانه
سپیته
یکشنبه 24 اسفند 1393 04:11 ب.ظ
زود نمیخوابیدم این اواخر خیلی میخوابم.خیلیا.توراه حتی.سر کلاسا.
دیروز سرجمع سیزده ساعت خوابیدم
طلاق و سیگار مثلا چیزایین که کاملا درکشون میکنم و چیزخوبی نیستن در کاربرد عام
پاسخ امین : یه ناظم داشتیم تو دبیرستان میگفت خوابتون توی بهار میره بالا به خاطر گرده افشانی گل ها :دی
منم خوابم زیاد میشه تو بهار معمولا.
سپیته
شنبه 23 اسفند 1393 08:54 ب.ظ
نه ترک سیگار منطقیه نه طلاق غیر منطقی.لف و نشر نیست اینا.چیزه...سوتفاهم.
سپیته
شنبه 23 اسفند 1393 08:53 ب.ظ
داشتم خاموش میکردم که برم بخوابم و یهو برگشتم اینجا.ازین حسایی که درست در میان.
تصمیم میگیری دیگه هیچ کسو تایید نکنی و هیچ کسو درک نکنی و با همه بد رفتار کنی ولی من هم بدبختانه هر گونه رفتار منطقی و غیرمنطقی اعم از ترک سیگار و طلاق رو درک میکنم.ولی خب بیا و به خودت تلقین کن که میتونی.شاید شد.و یه کم هم تلاش چاشنیش کن.
+با توجه به آپ قبلی و داش مشتی بودن کلمه رفیق و فرد مذکور در آپ قبلی،رضا صادقی نیست "رفیق" ؟
پاسخ امین : چه زود میخوابی شبا :دی
ماهیت حرفت رو گرفتم ولی طلاق و سیگار چی بود؟ 0_o
نه رضا صادقی نیست :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



نامه های گذشته:


طبقه بندی:


آخرین نامه ها:


دوستان وبلاگ نویس:


وبسایت های دوست:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:


Amin's bookshelf: read

The Amulet of Samarkand
3 of 5 stars
اول که شروع به خواندن این کتاب کردم،در همان صفحات آغازین،حس کردم که کتاب چندان خوبی نیست.کتابی دیگر راجع به دنیای جادوگران که باز با همه جادوگرانی که میشناختیم تفاوت دارند و قوانین خاص و غیره و غیره. خب اگر کتاب های اینچنینی زیاد خوانده ...
Appointment with Death
3 of 5 stars
آغازش متفاوت بود با سایر کتابهای کریستی. بد نبود.
Murder on the Orient Express
4 of 5 stars
ایده قتل در قطاری که توی برف گیر کرده و با هیچ جا ارتباط نداره واقعا نو بود. شخصیت ها و جزئیات بسیاری داشت داستان(که من داستان با شخصیت زیاد رو انقدرها دوست ندارم) و برای اولین بار از پایان بندی کریستی لذت نبردم. قضیه اون چاقوی خونی توی ...

goodreads.com


2014 Reading Challenge

2014 Reading Challenge
Amin has read 5 books toward his goal of 40 books.
hide







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox